ساختار تربیتی یک سرباز دعوتگر
ترجمه عربی : فهیم کاظمیان
زمانی که ما بخواهیم کسی را در مسیر سربازی قرار بدهیم تا به یک سرباز لایق تبدیل شود و در سپاه ملت قرار گیرد تا از کیان جامعه دفاع و از پرچمش حمایت کند ودر برابر دشمنانش به مقابله بر خیزد ، او را مورد چندین تست قرار می دهیم و به عبارتی دیگر او را تحت بسیاری از معاینات پژشکی قرار می دهیم تا از سلامتی قلب ، وچشم وصحت دید وبقیه ی اعضای مهم جسمش وبسیاری ازامراض ونواقصی که باعث معافیت پزشکی یک سرباز میشود مطمئن شویم بعضی ازامراض بدین قرارند که: کف هردوپایش صاف است وباعث کندی اودرحرکت میشود.ودیگری چون مبتلابه امراض کبدی وکلیوی است یادیگری بعضی ازانگشتانش بی تحرکند ویااضافه براینها به هرنحوی که دچار نقصی در اعضاشده ، مثل کسی که دچارکوری یاکری یالنگی ویا...باشد وپس ازآن که صحت وسلامتیشان موردتائید نظام وکمسیون پزشکی قرارگرفت واردآموزشگاه نظامی میشوند تادرآن به آموزشهای سخت بپردازند وبازندگی دشوار وصعب وطاقت فرسائی چون کوهنوردی و سخره پیمایی و خوابیدن بر روی زمین و سنگها و گذشتن از خطرات بسیار ، آشنا می شوند . و پیوسته این مراحل را طی می کنند وبه مراحل بالاتر انتقال داده می شوند و چه بسا که یکی از یکی خطرناکتر و دشوارتر است تا اینکه در گروه جنگوجویان قرار بگیرند و لیاقت رانندگی تانکها و خلبانی هواپیماها و مهارت شلیک موشکها و ... را کسب نمایند . و در آن هنگام است که او تنها توانایی وآمادگی خواهد داشت ، و می توان بدان امید و اعتماد کرد که می تواند از شرف و هستی جامعه و از خاک و میهن و پرچمش دفاع کند .
و حال اگر ما در عملیاتی گسترده و طولانی به سربازانی نیاز داشته باشیم که عملاً اسلحه به دست بگیرند ، چه قدر زمان و تمرین لازم است ؟!!!
آیا به نظر شما یک سرباز دعوتگر نیز نباید چنین باشد ؟ چرا ، او نیز چنین ساختاری دارد اما او با برادر سربازش که ما بیان نمودیم فرق دارد ، از این جهت که سرباز دعوت ، مردم را از عقاید خرافی حمایت می کند و از آفتهای کشنده ی فکری و اخلاقی بدور می سازد و از شرف دینی و مذهبی ملتش دفاع می نماید .
از این جهت با یک سرباز جنگی فرق دارد که ، ملت در حالت جنگ به او احتیاج پیدا می کنند آن هم اگر در دراز مدت ، یکبار جنگ به وقوع بپیوندد . و گاهی پیش می آید که اصلاً جنگی رخ نمی دهد و این زمانی است که صلح استمرار داشته باشد و زمان بسیاری از آن سپری شده باشد .
اما ساختار یک سرباز دعوتگر چنین نیست ، مردم همیشه به او احتیاج دارند در هر حالتی که باشد ، چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح ، در حالت رکود یا پیشرفت نیازمند او هستند واز هر طبقه ای و در هر حالتی که باشند به او احتیاج دارند ، چرا که او آمر به معروف و ناهی از منکر است ، او دعوت کننده به فضایل و دورکننده از رذایل است .
او محرک اصلی بر جهاد است و با بر انگیختن احساسات و عواطف ومشوق مردم برای بدست آوردن عزت در دنیا و خیر در آخرت است . او پزشک امت است که امراض روحی و معنویشان را مداوا می کند ، او جانشین پیامبر است ، دست مردم را می گیرد و به سوی پروردگارشان سوق می دهد ، وبا خالقشان آشنا می کند و آنها را از تاریکیهای جهل و نادانی نجات و به روشنایی رهنمون میکند . بنابر این همانطور که ما برای حمایت و دفاع از وطن به سربازانی که یک لشکر و سپاه نیرومند را بوجود میاورند نیازمندیم درست به همان اندازه بلکه شدیدتر از آن نیازمند داعیانی هستیم که از حدود اخلاقی جامعه دفاع کنند و مانع و حائلی باشد ما بین ملت و انحطاط و تباهی . زمانی که ما به پزشکها برای مداوا و معالجه ی امراض جسمی نیازمندیم طبیعتاً نیاز ما به پزشکان روحی و روانی برای معالجه ی اخلاق رذیله و بررسی و مداوا کردن امراض شهوانی و هوی و هوس شدید تر است .
ما در عصری به سر می بریم که حرف ، حرف تخصص در عرصه های گوناگون است . به عنوان مثال جسم انسان از دیدگاه علم فیزیو لوژی و منظر اطبا به چندین شاخه ی گوناگون تبدیل شده و برای هر عضوی از اعضای بدن ، پزشکان باید دارای یک بُرد تخصصی باشند .
می بینیم و می شنویم که یکی دارای برد تخصصی در چشم و دیگری در گوش و بعضی ها دارای تخصص قلبی و ... هستند .
ودر بقیه علوم و فنون نیز قضیه بدین منوال است ، و این تخصصها در علوم و فنون منافع بیشماری را عائد جامعه ی بشری نموده . بنابر این از ضروریات عصر ماست که برای سرو سامان دادن موضوع دعوت و دعوتگری متخصصینی کار آمد و کارشناس برای ادای این مسئولیت ، آموزش داده شوند .
این طرز تفکر ( تربیت متخصصین در امر دعوت ) جایگاهش نسبت به تخصصهایی که ما ذکر کردیم کمتر نیست ، اگر چه نگوییم ولی در ذات خود و در جای خود خیلی مهم و اساسی است ، و ثمره و نتیجه ی آن خیلی بزرگ و حساستر است .
* بعد تربیتی :
چگونگی تربیت یک دعوتگر : یک دعوتگر الگو و بازتابی است از رفتار و اخلاقش به همین خاطر ضروری است که به صورت اختصاصی به تربیت او در همه ی ابعاد اهتمام داده شود تا فردا پُست رهبری و هدایتگری جامعه را به عهده بگیرد .
* منهجی که لازم است دعوتگر طبق آن تربیت شود :
1-در منهج وروش تدریسی لازم است که واحد درسی تاریخ وسیره ی پیامبر (ص) و یاران و اصحاب آن اسوه بزرگوار بدان اضافه و تدریس شود . اما تنها یک درس تاریخی محض که فقط به تاریخ سال و روزها اکتفا کند نباشد . بلکه درسی باشد که به کیفیت و خصوصیات رهبری به پند و نصایح ، عزت و اراده و همت و ایمان و به ابعادی چون از خود گذشتگی ، جانفدایی ، اخوت و محبتی که برای خدا انجام داده اند پرداخته شود . ودر هر بُعدی اعم از خدمات اجتماعی ، بهداشتی ، علمی و فرهنگی ، دولتی و سیاسی که در حوزه دعوت و فتوحات ایفا کرده اند را مورد بحث و گفتمان قرار داده شود . به نظر ما سیره پیامبر (ص) و یارانش (رض) همان قرآن عملی است . همان قرآن ملموس و محسوس . همان قرآنی که در پاکی ، عفت و اخلاق کریمه ترسیم شده است می باشد . به همین خاطر وقتی از مادر مؤمنان حضرت عائشه رضی الله تعالی عنها در مورد اخلاق پیامبر (ص) سئوال می شود ، میفرماید : { کانَ خُلُقُهُ القُرآن } اخلاق ایشان قرآن بود .
* پایه های آموزشی:
1- تربیت اسلامی : و هرچیزی عملی که مربوط به تربیت اسلامی باشد، از مأنوس و عادت دادن کسی که آماده ی دعوت و تبلیغ شعائر اسلامی از کوچکترین آن گرفته تا بزرگترین آن بطوریکه این شعائر ظاهر و باطن او را تحت کنترل قرار دهند واو رااحاطه کنند .
2- فرهنگ اسلامی: منظور ما از این فرهنگ اسلامی این است که دعوتگر از بار فرهنگی در بعد علوم اسلامی چنان قوی و نیرومند گردد که دارای معرفت و شناخت کامل باشد. علومی چون : تفسیر، حدیث، فقه ، اصول و توحید ادیان و ... به شرط اینکه تنها بیاد گیری علوم خشک و خالی که بر الفاظ و عبارات به مناقشه می پردازد و از روح وحیات علمی بدور است خود را مشغول نسازد . چرا که این چنین روش و سبکی تنها انسانهای عالم را تحویل جامعه می دهد نه دعوتگر و مقصود ما از دعوتگر کسی است که دارای روح و روان باشدتا به کالبد جامعه خود روح و روانی تازه ای بدمد و آنها را سرشار از زندگی و امید و حرکت بکند.
3- فرهنگ و تمدن جدید : این چنین دعوتگری هر گز در امر دعوت موفق نخواهد شد مگر زمانی که فرهنگ و تمدن و علوم جدید عصر خود را درک کرده و شناخته باشد تا با آنها بدان چیزی که درک می کنند ارتباط برقرار کندو به آنان به گفتمان بپردازد و آنان نیز آنچه را که آنها ( دعوتگران ) می گویند درک کنند و الا هریک از آنها در مکانی دور افتاده و بدور از هم قرار می گیرند و هرگز یکدیگر را ملاقات نخواهند کرد .
4- و آخرین چیزی که ما بدان توصیه می کنیم این است که برای تعلیم و تربیت و فرهنگی کردن و تهذیب اخلاق و پرورش این نسل فرهیخته و جماعت وارسته باید جماعتی انتخاب شوند که دارای قلبی زنده و متصل به منبع ایمان و دارای سینه ای سرشار از تقوی و پرهزگاری و صاحب اراده راستین و پولادین و دارای اخلاصی کامل در پندار و گفتار وکردار باشند. چراکه ندارد، فاقد بخشندگی است .