آیا ولی الامر مسلمین اختیار دارد که مردم را از تعدد در ازدواج منع کند ؟
سئوالی بدین مضمون بدست دانشمند بزرگوار دکتر یوسف قرضاوی رسید که آیا ولی امر مسلمین می تواند به بهانه هایی مردم را از تعداد ازدواج منع کند ، یا در حوضه ی اختیار اوست که بعضی از مباحات را بنا به صلاح دید خود و بخاطر مصالح و منافع اجتماعی مقید سازد ؟ یا چنین حقی از اختیارات او ساقط است ؟
بسم الله ، والحمد لله ، والصلاة والسلام علی رسول الله و بعد ...
بعضی از اختیاراتی که شرع به ولی مسلمین داده این است که در بعضی از برهه های زمانی و حالتها یا برای بعضی از مردم طبق ظروف و شرائط ، ولی مسلمین اختیار دارد که بعضی از مباحات را بخاطر ترجیح دادن مصالحی ، مقید سازد .
دیگر نه اینکه آن مباحات را بصورت عمومی ، مطلق و همیشگی منع کند .
چرا که منع مطلق و دایمی به تحریمی شباهت دارد که آن از اختیارات پروردگار متعال می باشد . و این همان کاری است که قرآن اهل کتاب را از آن منع کرده ، اهل کتابی که ( اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله ) توبه آیه 31
- یهودیان و ترسایان علاوه از خدا علماء دینی و پارسایان خود را هم به خداییپذیرفته اند -
و در تفسیر این آیه حدیث نبوی چنین بیان می کند : ( انهم أحلوا لهم و حرَّموا علیهم فاتبعوهم ) آنان « علمای دینی » هرچه را که میخواستند برای مردم حلال و بیا بر آنان حرام می کردند و مردم نیز از انها پیروی نمودند . ترمذی از عدی بن حاتم در ابواب تفسیر (3095) روایت می کند و ابن جریر نیز در تفسیرش صفحه ( 16631) و ترمذی گفته که این حدیث غریب است اما در این باب طبرانی آن را بصورت موقوف از حذیفه روایت می کند ( 166349.
در واقع تقییع کردن مباح مثل منع کردن ذبح گوشت در بعضی از روزها ست آنهم به ندرت و به خاطر ضایع شدن از آن اتفاق می افتد. همانطور که این موضوع در عصر حضرت عمر ( رض ) اتفاق افتاد .
یا مثل منع کردن کاشت بیش از حدّ محصولی مشخص به مقدار تعیین شده ی آن، مثل کاشت پنبه در مصر، و این بخاطر آن است که دامنه ی این کاشت چنان گسترش پیدا نکند که کاشت حبوبات و محصولات غذایی که قوت عامه ی مردم بستگی بدان دارد را تحت الشعاع قرار دهد.
و یا مثل منع ازدواج افسران عالی رتبه ی ارتش یا افراد کادر دیپلوماسی با بیگانگان از ترس اینکه مبادا پرونده های محرمانه و اسرار دولتی از طریق زنان به ناحیه دشمن درز شود و بدست آنان بیافتد.
و مشابه آن مثل منع ازدواج با دختران اهل کتاب و این زمانی است که ترس آن برود که در قبال دختران مسلمان ظلم و کم توجهی و اجحاف صورت گیرد، این موضوع در اجتماعی صادق است که مسلمانان در اقلیت بسیار کمی قرار داشته باشند، یا گروه بسیار کمی از مهاجرین را تشکیل دهند.
بنابراین ما بیائیم چیزی را که خداوند متعال آنرا حلال کرده و در کتابش و سنت پیامبر ( ص ) اجازه استفاده از آن را به صراحت بیان نموده و عمل کرد عموم مردم نیز آن را به اثبات رسانده مثل : طلاق و تعدد ازواج، پس در این حالت منع کردن از آن بصورت عمومی ، مطلق همیشگی چیزی غیر از تقیید کردن مباحی است که ما آن را با ذکر چند مثال بیان نمودیم .