حسن و حسین رضیالله عنهما
سروران جوانان بهشت
صلح حضرت حسن(رض) با معاویه(رض) و واگذاری خلافت به او بسیار به موقع و به جا بود، همان گونه كه موضعگیریحسین(رض) در برابر یزید، صحیح و به جا بود؛ زیرا محیط، اوضاع و شرایط و زمان و مكانی كه حوادث پیش میآید، دارایدرجهی حرارت و دمای خاصّی هستند كه طبقِ همان درجه باید موضعی انتخاب كرد و عكسالعملی نشان داد، در هر جا و در هر حال نمیتوان یك روش را اعمال كرد.
علامه ابوالحسن علي ندوي
مترجم: عبدالقادر دهقان
حسن و حسین رضیالله عنهما
سروران جوانان بهشت
حسن بن علی بن ابیطالب (رض)
حسن بن علی، فرزند دختر رسول الله(ص) فاطمهی زهرا و ریحانهی رسول الله و مشابهترین فرد از نظر شكل و صورت باآن حضرت(ص) بود. طبق روایات صحیح در نیمهی شعبان سال سوّم هجری متولّد شد و بعضی گفتهاند در رمضان به دنیا آمد.
رسول الله(ص) بسیار او را دوست داشت و آن گاه كه كودك بود پیامبر اسلام(ص) گاهی لب و صورت او را میبوسید وگاهی زبان او را در دهان گرفته میمكید و گاهی در آغوش میگرفت و بر سینهی خود میگذاشت و با او بازی میكرد. گاهیپیامبر(ص) در سجده میبود او میآمد و بر پشت آن حضرت سوار میشد، ایشان سجده را طولانی میفرمود و گاهی او را باخود بالای منبر میبرد.
زهری به نقل از انس میگوید كه حسن(رض) از همه بیشتر در شكل و صورت با رسول الله(ص) مشابه بود. هانی ازحضرت علی نقل میكند كه فرمود: حسن از سر تا سینه با رسول الله(ص) مشابهت دارد و حسین از سینه تا قدم.
حضرت علی(رض) فرزندش، حسن را فوق العاده مورد احترام و اكرام قرار میداد، یك روز به او گفت: آیا برای مردمسخنرانی نمیكنی تا من بشنوم؟ گفت: نمیتوانم جلوی شما سخن بگویم. روزی علی در گوشهای از مسجد طوری نشست كهحسن او را نبیند، آنگاه حسن برای مردم سخنرانی مفصّل و بلیغی ایراد كرد، وقتی خطبه را به پایان رسانید، علی(رض) فرمود:نسلی است كه از یكدیگر پیدا شدهاند؛ (ذُرِیةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ)
حسن بیشتر اوقات ساكت و خاموش بود و هرگاه لب به سخن میگشود، بر همهی سخنوران چیره میگشت، در میهمانیهاشركت نمیكرد، در امور دیگران دخالت نمیكرد ولی اگر كسی به او مراجعه میكرد، مسایل را برایش كاملا توضیح میداد. سهبار همهی دارایی خود را در راه خدا توزیع كرد، همواره صدقه میداد و بیست و پنج بار پیاده به حج بیت الله، رفت در حالی كهحیوان قربانی را هم همراه خود میبرد.
هرگاه حسن و حسین رضیالله عنهما بر اسب سوار میشدند ابن عبّاس(رض) ركاب را نگه میداشت و این را برای خودمایهی شرف میدانست. هرگاه به طواف بیت الله میرفتند، مردم برای سلام و مصافحه، پروانهوار روی میآوردند تا جایی كهبیم آن بود كه زیر دست و پای مردم آسیب ببینند.
از حذیفه به طور مرفوع روایت شده كه حسن و حسین رضیالله عنهما، سرور جوانان بهشت خواهند بود، این روایت بهطرق متعدد نقل شده است. همچنین از علی، جابر، بُریده و ابوسعید در این باب مطالبی روایت شده است.
در صحیح بخاری به نقل از ابیبكره آمده است كه: رسول خدا(ص) را بالای منبر دیدم، در حالی كه حسن بن علی(رض) بااو بود، ایشان گاهی به طرف حاضران متوجّه میشد و گاهی به حسن نگاه میكرد و میفرمود: این فرزند من سروری است كهامیدوارم خداوند به وسیلهی او بین دو گروه از مسلمانان صلح برقرار كند.
امام احمدبن حنبل از هاشم بن قاسم از مبارك بن فضاله از حسن بن ابی الحسن از ابوبكره نقل میكند كه روزی رسولالله(ص) مشغول نماز بود، حسن بن علی(رض) چند بار میآمد و بر پشت آن حضرت سوار میشد، مردم به ایشان گفتند: با اینبچّه رفتاری دارید كه ندیدهایم با دیگران چنین رفتار كنید؟ آن حضرت در جواب فرمود: «خداوند به وسیلهی این فرزندم بیندو گروه از مسلمانان صلح برقرار خواهد كرد.»
در روایتی دیگر آمده كه آن حضرت فرمودند: «امیدوارم خداوند او را طول عمر عنایت كند تا بین دو گروه بزرگ ازمسلمانان صلح ایجاد كند»، گروهی از صحابه این حدیث را روایت كردهاند.
مطلب کامل را چاپ کنید
منبع : سنی آن لاین