 |
خودكرده را تدبير نيست.! |
|
| خودكرده را تدبير نيست.!
عباس عبدی
علماي وهابي عربستان در فتوايي مجوز تخريب و انفجار حرم امام حسين(ع) را در كربلا صادر كردهاند. بسياري معتقدند كه جنگ داخلی در عراق بطور مشخص پس از انفجار حرم امام حسن عسگري(ع) در سامرا وارد مرحله جدي خود شده و روشن است كه اگر خداي نكرده اين اقدام را در حرم امامحسين(ع) و كربلا نيز شاهد باشيم، شعلههاي جنگ فرقهاي نه تنها در عراق به اوج ميرسد كه ممكن است مناطق ديگر هم در آتش اين شعله سوخته شوند. پرسش اين است كه چرا چنين فتوايي صادر شده است؟ در واقع اين فتوا چيز جديدي نيست. نگاه وهابيون نسبت به شيعه و نيز زيارتگاهها و... تغييري نكرده است. اما چرا تكرار يك نظر قديمي و سنتي در اين مقطع حساسيتبرانگيز می شود؟ واقعيت اين است كه نگرش وهابيون در ميان اهل سنت در اقليت است. و بسياري از اهل سنت بويژه در مناطقي چون عراق، علايق ريشهداري به ائمه و حتي حضرت ابوالفضل دارند و بارها گفته شده كه عهد و پيمان خود را در حرم حضرت عباس محكم ميكنند و اغلب اهل سنت هم چنين ميكنند. بنابراين بطور معمول اهل سنت حاضر به همراهي با وهابيون عليه شيعيان نميشوند. به همين دليل فتواي وهابيون عليه شيعيان و زيارتگاههاي شيعه در گذشته اهميت عملي پيدا نميكرده است. اما از وقتي كه حكومت ايران به نام تشيع حکم راند، قضيه فرق كرد، ولي مشكل اصلي از حدود ده سال قبل پيش آمد و تشديد شد.از هنگامی كه سياستهاي داخلي در ايران زمينهساز نواختن جدايي و تبعيض شديد ميان شيعه و سني و عليه اهل سنت شد. گوشهاي از نمونههاي آن را ميتوان ذكر كرد: ـ عدم موافقت با تأسيس مسجد براي اهل سنت در تهران كه با هيچ منطقي جور در نميآيد. وقتي كه در تهران مسيحيان، زرتشتيها و يهوديان عبادتگاههاي خود را دارند، چرا و با كدام دليل ميتوان مانع ساختن مسجدي شد كه اهل سنت از آن استفاده كنند؟ كار به جايي رسيد كه براي شركت در نماز جمعه به سفارتخانه خارجي ميرفتند! ـ بجز ابتداي انقلاب، تاكنون هيچ مقام سياسي در قوه مجريه از اهل سنت حضور نداشته است (در سطح استاندار و بالاتر) و حتي وقتي كه مجلس ششم جهت اصلاح اين رويه ناخوشايند و غيرعادلانه يكي از نمايندگان اهل سنت را ميخواست به عضويت هيئت رئيسه مجلس درآورد، فرياد وااسلامای آقايان بلند شد!! ـ كشتن خليفه دوم به دست يك غيرمسلمان كه به لحاظ معيارهاي ديني امري كاملاً مردود و محكوم بود و برنامههايي كه در سال روز این واقعه نزد برخي آقايان اجرا ميشد، براي بدبين كردن اهل سنت به شيعيان كم بود كه مرمت كردن قبر موهوم و تقلبي چنين عنصري در كاشان و تبديل آن به بارگاه و زيارتگاه را هم اضافه كردند كه اين كارهاي حرام چيزي جز دشمني با اعتقادات اهل سنت نبود و نيست. قبري كه قبل از انقلاب مخروبه بود و افراد لايعقل در آنجا بیتوته ميكردند و نمادي از لااباليگري بود، در حال تبديل شدن به قبر و بارگاهي بود كه اخیرا صرفاً به دليل حساسيتهاي اهل سنت دستور بستن آنجا داده شد. اينها يك طرف، همراهي با نيروهاي آمريكايي در عراق عليه صدامیانو نیز طالبان در افغانستان در طرف ديگر. اگر این موضع و همراهي از منظر منافع ملي و ضديت با صدام بود، مشكل حادي ايجاد نميشد، اما هنگاميكه ايران از موضع شيعي به چنين سياستي ميرسد، طبيعي است كه زمينه گرايشهاي ضدشيعي را فراهم ميكند. به ميزاني كه شيعيان با حمايت مشترك ايران و آمريكا در عراق قدرتمند شوند، نيروهاي بعثي و غيربعثي اهل سنت بطور عادي در پشت تسنن(از نوع وهابی آن) در برابر تشيع سنگر ميگيرند و در ميان مذاهب مختلف اهل سنت، وهابيت بيشترين ضديت را با تشيع دارد و ميتواند چنين تقابلي را راهبري كند، و اتفاقاً فرصت مناسبي هم براي وهابيون است كه نفوذ خود ا در جهان اسلام و ميان ديگر مذاهب اهل سنت تقويت كنند. تمام آنچه كه گفته شد به معناي آن نيست كه برای اصلاح امور لازم باشد که شيعيان از عقايد اصولي خود دست بردارند، مسأله اصلي اين است كه وقتي به نام تشيع حكومت ميشود، ديگر نميتوان موارد اعتقادي را در عمل به تبعيض حقوقي و سياسي ميان شهروندان تبديل كرد. ما در منطقهاي هستيم كه كشورهايي با اكثريت اهل سنت در آن حضور دارند و در عين حال بسياري از مسئولين بالاي آنها شيعه بودهاند و هستند (پاكستان و عمان) و در مواردي هم كه شيعيان براي ارتقاي سياسي با محدوديت مواجه هستند (عربستان، كويت و...) به اين رفتار معترضيم. اگر بخواهيم كه اين اعتراضمان واقعي و منطقي باشد، بايد رفتار حكومت با شهروندانش فارغ از اين تبعيضهاي ديني باشد. عليرغم اينكه فتواي مذكور به دليل سياستهاي غلط ايران در برخورد با اهل سنت به معناي عام و نيز شهروندان سنيمذهب ايران، موجب شده كه زمينه استقبال از آن در ميان مخالفان شيعه فراهم شود، و هر انساني كه نگران جنگهاي مذهبي است (كه از بدترين جنگهاست) بايد در خنثي كردن اين جنگ كوشش كند، اما ممكن است كه اين فتوا فرصتي تاريخي براي رهبران مذهبي و سياسي ايران باشد تا بدانند كه ما در ساحل قرار نداريم و ديگران در كشتي و اگر كشتي سوراخ شود، آنان غرق ميشوند و آسیبی به ما نمی رسد، بلكه همه ما در جهان فعلي در كشتي مشتركي زندگي ميكنيم. اينطور نيست كه ما در مركز عالم و آدم باشيم و همه دنيا مجبور باشند كه خود را با شاقول ما تنظيم كنند. اينطور نيست كه ما در ايران ديگران را مجبور به داشتن حجاب كنيم، اما ديگران حق نداشته باشند از شهروندان خود بخواهند كه حجاب را بردارند!! ما نميتوانيم مقدسات ديگران را مسخره كنيم و براي قاتلين آنها بارگاه بسازيم، ولي ديگران نتوانند تخريب بارگاههاي شيعه را مجاز كنند. اقدامات ايران جز به تقويت افراطيترين مذهب اهل تسنن يعني وهابيون، كمكي نكرده است و براي جلوگيري از اين روند، نيازمند تغييرات بنيادي در رفتار نسبت به برادران اهل سنت خويش در ايران و جهان هستيم.البته این تغییر باید شامل عرصه های دیگر هم شود و برابری شهروندی جایگزین نابرابری های ناشی از ویژگی های نژادی، زبانی، قومی،مذهبی و غیره شود.
منبع : سایت آینده |
|
|
ارسال : 86/06/09 توسط: : مدیر
|
|
|
|
|
|
 |
درباره سایت |
|
وجود مدرسهی علوم دینی لازمهی هر جامعهای اسلامی میباشد؛ از گذشتههای دور در مناطق کردستان طلاّب به شیوهی سنتّی مشغول تحصیل بودند ؛در همین راستا برای پیشبرد سطح علمی طلاّب و دانش پژوهان علوم اسلامی، برخی از اساتید به فکر افتادند تا مدارسی را به سبكی نوين تأسیس نمایند. " مدرسهی علوم دینی صلاحالدین ایّوبی" یکی از آن مدرسههايی بود که در سال 1372شمسی در استان آذربایجانغربی شهرستان ارومیه محلّهی اسلامآباد تأسیس شد ، امیدواریم اين سنّت حسنه در تمامی مناطق اهل سنّتنشين به ويژه ساير مناطق کردستان ادامه و گسترش يابد. توجـــــــــــه:ضمناَ مقالات منتشره لزوماَ نظرات مدیریت مدرسه نمیباشد .
|
|
 |
لینک دوستان |
|
| |
 |
لینکستان |
|
| |
 |
ساعت |
|
| |
|