شيخ عايض القرني
ترجمه: عبدالقادر دهقان
امروزه فتواي شرعي به مزايده و حراج گذاشته شده است. افراد زيادي ديده ميشوند كه با كمترين سرماية علمي و دانش شرعي بدون تأمل و پرهيزكاري دربارة مسائل عمومي بزرگ، فتوا ميدهند. حتي بعضي با شش نفر دانشآموز و دانشجو، تنها خود را گروه رستگار و فرقة ناجيه تصور ميكنند و ديگران را گمراه، مرتد، دروغگو و گناهكار ميدانند.
از نظر آنان دولتمردان، كافر؛ نويسندگان، زنديق؛ شاعران، فاجر؛ عالمان، درباري؛ دعوتگران، فريبكار؛ كارمندان، ستمگر؛ و بازرگانان، خيانتكار هستند و همچون ابوحمزة خارجي عمل ميكنند كه روزي به رفيق خود گفت: كسي جز من و تو به بهشت راه نمييابد. رفيقش گفت: «سبحان الله! بهشتي كه پهنايش به وسعت آسمان و زمين است، فقط دو نفر به آن راه مييابند؟! اين بهشت مال تو باشد من نميخواهم. به يقين اين بهشت، آن بهشتي نيست كه خداوند به بندگانش وعده داده است».
در حديث آمده است: «أجرؤكم علي الفتيا أجرؤكم علي النّار»؛ جسورترين شما بر فتوا كسي است كه به ورود در آتش دوزخ دليرتر و بيباكتر باشد.
چندي پيش من و دكتر سعد البريك با يك جوان گفتوگويي داشتيم؛ او جواني است كه صرفاً مدرك سوم متوسطه دارد، ترك تحصيل نموده و به شيوة خودآموز به مطالعه و تحقيق روي آورده است و ميكوشد تا نصوص را بدون آموزگار و استاد بفهمد. وي با تحريف نصوص [قرآن و سنت] و تأويل دلايل، برداشت و تصور خندهآوري از چهرة دين و شريعت اسلامي ترسيم مينمود. وقتي از ابنباز و ابنعثيمين نام برديم سخنان ناشايستي نثار آنان كرد و به آنان تاخت. شگفت اينكه او دربارة مسائل اعتقادي، ديه و حقوق جزايي، تولا و تبرا كه از مشكلترين مسائل هستند، اظهار نظر و فتوا ميداد. الحمدلله كه بعد از چند جلسه بحث با يكديگر ذهنش از اين وسوسهها پاك و صاف شد و به اشتباهاتش پي برد.
در زمان حضرت عمر رضياللهعنه مردي به نام صبيغ بن عسل بود كه فتوا ميداد و بدون فهم و رعايت تقوا به بررسي و تطبيق دلايل شرعي اقدام ميكرد. حضرت عمر رضياللهعنه او را احضار كرد و دستور داد تا بر زمين دراز بكشد و سپس در انظار مردم چند ضربه شلاق بر بدنش نواخت طوري كه بيهوش شد؛ آن گاه كه به هوش آمد گفت: «أصبحنا و أصبح الملك لله» (شب را براي خدا به صبح رسانيديم). حضرت عمر رضياللهعنه از او پرسيد حالت چطور است؟ گفت: اي اميرمؤمنان! تصوراتي كه گرفتار آن شده بودم اينك بر طرف شده است و به لطف خدا بهبود يافتهام.
امروزه پايگاههاي اينترنتي و شبكههاي ماهوارهاي وجود دارد كه در آنها مفتيهاي بيشماري كه صلاحيت فتوا ندارند به صدور فتوا اقدام ميكنند. آنها نه از قوت استحضار و حافظه و فهم درست برخوردارند و نه از اهداف شريعت چيزي ميدانند و نه از شناخت واقعيت بهرهاي دارند، با اين وجود فتواهايي نامتناسب و سؤالبرانگيز و ضد و نقيض صادر ميكنند. يكي در پاسخ به هر پرسش ميگويد: «اشكالي ندارد؛ باكي نيست». ديگري ميگويد: «گمان ميكنم؛ والله اعلم؛ به ظاهر؛ به نظر ميرسد؛ احتياط واجب»، و كلماتي از اين قبيل كه نشانة نقص و ضعف علمي و سطحينگري است.
امت اسلامي چگونه ميتواند دين و دنياي خود را به دست مفتيهايي بسپارد كه براي طلب دانش زحمتي متحمل نشدهاند و از رسوخ علمي و فهم دلايل و تفقه در دين بيبهرهاند؟ چگونه ميتوان آيندة فرزندان خود و سرنوشت امت اسلام را به دست كساني بسپاريم كه بيمحابا در مورد مسائلي كه علماي بزرگ دربارة آنها توقف كردهاند، فتوا صادر ميكنند؛ مسائلي كه اگر در زمان حضرت عمر پديد ميآمد تمام اهل بدر را براي رايزني و دستيابي به راهحل و پاسخ آنها گرد هم ميآورد.
چه وقت در جهان اسلام و حتي در سطح جهان مركز يا اتحاديهاي براي صدور فتوا و هماهنگي در آن، شكل ميگيرد كه هم به امكانات لازم مجهز باشد و هم علماي راسخ در علم و توانمند در رأس آن قرار داشته باشند و فتواها توسط مترجمين به زبانهاي زندة دنيا ترجمه شده و از طريق شبكههاي ماهوارهاي و با خطهاي تلفن شبانهروزي در اختيار امت اسلام قرار گيرد تا از آن اطلاع يابند!(1)
بايد به كساني كه عجولانه به صدور فتوا اقدام ميكنند، همچنين آنان كه شتابزده مردم را كافر، فاسق، بدعتي و گمراه قلمداد ميكنند، مكرراً هشدار داده شود: «ألا يظن أولئك أنهم مبعوثون ليوم عظيم»؛ آيا آنان باور ندارند كه در روز قيامت برانگيخته ميشوند (و از آنچه كرده و يا گفتهاند بازخواست خواهند شد).
فتوا به معناي امضا از طرف پروردگار جهانيان است، پس واي بر كساني كه در امضا از سوي خداي يكتا و قهار اشتباه كنند. هر فردي به قدري گناه و لغزش دارد كه براي غرق شدنش در اقيانوس پشيماني در بارگاه الهي كافي است، پس چگونه چنين شخصي ميتواند گناه ديگران را نيز بر دوش بكشد؟
علماي محترم! شما وظيفه داريد به تدوين فتواهاي درست اقدام و از بازي با شريعت مطهر جلوگيري نماييد. دست نااهلان و افراد نادان را كه با آتش بازي ميكنند بگيريد. زيرا اگر افراد آزاد و خودسر باشند، ابتدا هر دانشجو و طلبة كم سني به صدور فتوا دربارة حكم استفاده از تسبيح، زكات زيورآلات، فروهشتن لباس و حكم عكس جرأت پيدا ميكند؛ اگر در اين مرحله در برابر آنان سكوت شود به صدور فتوا دربارة نوافل، فرايض و واجبات شرعي اقدام ميكنند، و اگر در اين مرحله نيز سكوت شود دربارة مسائل اعتقادي، قصاص و حدود، تولي و تبرا فتوا صادر خواهند كرد و بدين ترتيب فتوا همانند مال بيصاحبي مدعيان بسياري پيدا ميكند و عملكرد چنين افرادي دين و ايمان و مال و جان مردم را به نابودي ميكشاند، و چنانكه گفتهاند: نيم طبيب خطر جان و نيم ملا خطر ايمان است.
صحابه بر اساس پرهيزكاري و ترس از خدا، فتوا دادن را به يكديگر ارجاع ميدادند. از امام مالك چهل مسئله پرسيدند، فقط به هشت مسئله پاسخ قطعي دارد و در مورد سي و دو مورد ديگر گفت: «نميدانم!» پرسشگر گفت: امام مالك چيزي نميداد؟! امام مالك به او گفت: برو به مردم نيز بگو كه مالك چيزي نميداند! اين در حالي است كه علماي معاصر امام مالك در حق او گفتهاند: «تا مالك در مدينه است كسي حق فتوا دادن ندارد». امام شافعي دربارة او گفته است: «هرگاه از علما ياد ميشود، مالك همچون ستارة درخشاني در ميان آنان است». شاعر ميگويد: «و مالك حيث أفتي في مدينته/ فلست أرضي بفتوي غير فتواه [هرگاه امام مالك در شهر خود فتوايي صادر كند من جز به فتواي او به فتواي كسي ديگر رضايت نخواهم داد]».
اينك شما را به خدا، مقدار دانش و سطح علمي اين عجولان بيدانش را با دانش امام مالك مقايسه كنيد.
عدهاي از اينها خود را نظريهپرداز و الگوي تمام عيار اهلسنت و جماعت ميدانند، هر كس با آنان موافق باشد او را بر صراط مستقيم ميدانند و هر كس با آنان مخالفتي داشته باشد او را گمراه و بيدين ميدانند.
خداوند ميفرمايد: «و لاتقولوا لما تصف ألسنتكم الكذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علي الله الكذب إن الذين يفترون علي الله الكذب لايفلحون»[نحل: 116]؛ (خداوند حلال و حرام را برايتان مشخص كرده است) و به خاطر چيزي كه تنها (از ذهن شما تراوش كرده و) بر زبانتان جاري ميشود، به دروغ مگوييد اين حلال است و آن حرام، تا بدين وسيله بر خدا دروغ ببنديد. بيگمان كساني كه بر خدا دروغ ميبندند، رستگار نميشوند.
پاورقي :
1ـ اخيراً پس از پيگيريهاي علماي اسلام، در ماه خرداد همايشي با عنوان «فتوا در جهان باز كنوني» در كشور كويت برگزار شد. وزير دادگستري و اوقاف و امور اسلامي كويت در اين خصوص گفت: مركز جهاني اعتدال، همايش «فتوا در جهان باز كنوني» را به منظور بررسي مسائل مرتبط با مفهوم فتوا، آداب آن، تفاوت ميان فتواهاي مختلف، تبيين فتواهاي قديمي و معاصر و تشريح راههاي از بين بردن آثار منفي در اين راستا، برگزار كرد. در اين همايش موضوعهايي چون نقش مجامع فقهي و اجتهاد گروهي در دستاوردهاي معاصر و بررسي فتوا در رسانههاي گروهي معاصر مورد بررسي قرار گرفت.
منبع : وبلاگ مجله ندای اسلام