سخنی پیرامون شبیه سازی (Cloning)
سيد احمد هاشمي خوری
استاد دانشکده علوم إسلامي عالی اوز و خنج فارس
شبيه سازي كه معادل عربي آن استنساخ و لاتين آن (Cloning) ميباشد از جمله مسائلي است كه در سالهاي اخير جاروجنجال زيادي را در جامعه جهاني بپا كرده است.
نگارنده در اين مقاله سعي دارد دورنمايي از اين مسئله را مطرح نموده و آنرا از جوانب مختلف مورد بررسي قرار دهد.
اولاً: تعريف شبيهسازي:
شبيهسازي عبارت است از كشت هسته سلول غير جنسي انسان يا حيوان -كه د اراي كروموزوم كامل ميباشد ـ در سلول تخمك عاري از هستة جنس ماده، و بارور كردن اين تخمك بروشهاي ويژه در رحم طبيعي يا مصنوعي ، بمنظور تشكيل موجود زندهاي كه از لحاظ شكل ظاهري دقيقاً مانند صاحب هسته سلول اوليه باشد.
توضيحاً اينكه لقاح طبيعي در جانوران و گياهان با تركيب سلول جنسي نر (اسپرم) با سلول جنسي ماده (تخمك يا اوول) اتفاق ميافتد، تعداد كروموزومهاي سلولهاي جنسي در هر جاندار، نصف تعداد كروموزومهاي سلولهاي ديگر بدن آن موجود ميباشد. مثلاً در انسان كه 46 كروموزومي است سلولهاي اسپرم و تخمك (سلولهاي جنسي) هر كدام داراي 23 كروموزوم هستند كه بر اثر لقاح و اتحاد هر دو هسته، اين عدد تكميل ميشود، و جنيني كه بوجود ميآيد، داراي هسته 46 كروموزومي است ،و اين بدان معنا است كه هسته تخمك و اسپرم، مشتركاً در تشكيل جنين دخالت دارند، اما در شبيهسازي، تخمك در ساخت جنين نقش اساسي ندارد، و چون هستهاش برداشته شده است، تنها نقش پرورش جنين را به عهده دارد. از طرفي با تركيب يك هسته سلول غيرجنسي 46 كروموزومي در درون تخمك نيازي به اسپرم نيز وجود ندارد، و بزبان ساده در شبيهسازي،جنس مذكر نقش خود را در توليدمثل از طريق اسپرم، از دست ميدهد، و عاطل و باطل ميماند، و تنها صاحب هسته سلول است كه در خصوصيات جنين نقش دارد، اين دهندة سلول ميتواند مرد باشد،يا زن باشد.
ثانياً: نگاهي به سير تاريخي آزمايشهاي شبيه سازي:
الف)در گياهان: همانند سازي در گياهان پديدهاي است كه كشاورزان صدها سال است با آن آشنايي دارند و جاي تعجبي ندارد.
ب) در جانوران: آزمايشهاي همانند سازي در حيوانات مراحل مختلفي را طي كرده است كه مهمترين آنها عبارتند از:
1- اقدام هيتلر: هيتلر كه نژاد آريايي را نژاد برتر ميدانست در ژانويه سال 1934 دستور داد، دادگاهي ژنيتيكي، مركب از تعدادي از دانشمندان و پژوهشگران تشكيل شود، تا از نمونههاي بشري بدريخت خلاصي يابند، اين دادگاه عملا50هزار نفر را سربه نيست كرد.
2- لايزينكو رئيس آكادمي علوم روسيه در زمان استالين، علم ژنتيك جديدي را پايهگذاري كرد، ولي كار او پيشرفتي نداشت، چون روسها بعد از فوت استالين او را بركنار كردند.
3- در سال 1952 روبرت بريگز و توماس كينگ، اولين عمل همانند سازي حيوانات را در قورباغهها انجام دادند.
4- در سال 1962 آزمايشهاي همانندسازي بدست جان گوردون وارد مرحله جديدي شد.
5- اين آزمايشها ادامه داشت تا اينكه در سال 1997 ايان ويلموت دانشمند اسكاتلندي اعلام كرد كه گوسفند (دالي) از طريق كشت ژني (همانندسازي) تولد يافته است.ما در اينجا خلاصهاي از آزمايشها و اقدامات او را ذكر ميكنيم:
ايان ويلموت 277 سلول غير جنسي گوسفند را در 277 تخمك تخليه شده از هسته ، قرار داد، انگاه اين تخمكها در رحم گوسفندان ديگري كاشت، نتيجهاي كه بدست آمد اين بود: 1- از مجموع تخمكهاي كاشته شده در رحم تنها 13 مورد حاملگي حاصل شد، 2- از ميان 13 مورد 12 مورد سقط كردند و تنها يك مورد بطور موفقيت آميز مدت حاملگي را به پايان رساند و آن گوسفندي بود كه ((دالي)) را بدنيا آورد و نسخه مطابق اصل گوسفند مادر بود، 3- نسبت موفقيت آزمايشهاي ايان ويلموت كه اينهمه جاروجنجال بپا كرد 1 به 277 يا 0.3%(سه دهم درصد) بود.جالب اين است كه اخيراً اعلام شد اين گوسفند به پيري زودرس دچار شده و متعاقب آن اعلام شد كه بخاطر ابتلاء به نوعي بيماري درگذشته است و يا به عبارتي كشته شده است.
6- در اواخر سال2002 شركت كلون آيد واقع در جزاير باهاما اعلام كرد كه موفق به شبيه سازي چهار نوزاد شده است و اين توزادان بزودي در آسيا، شمال اروپا و آمريكا، بدنياخواهند آمد، اين شركت كه يك خانم شيميدان فرانسوي بنام بريژيت بوسيله با تيمي از همكارانش آن را اداره ميكند، رسالت علمي بمعناي كلمه ندارد، بلكه تأسيس آن بر اساس تفكر عجيب و غريبي است كه با جنبش رائيليان در ارتباط است، رياست اين جنبش را يك راننده مسابقه اتومبيل راني، بنام كلودفورليهون (فرانسوي) بر عهده دارد، او كه خود را ((رائيل)) مينامد ادعا ميكند كه از سال 1973 تا بحال، شش بار با موجودات فضايي، در كنار آتشفشاني خاموش در فرانسه، ملاقات داشته است. وي بعد از اين ملاقاتها، دين جديدي را تأسيس كرد كه عصاره اعتقادش اين بود كه مخلوقات فضايي در 25 هزار سال پيش بشر را بروش همانندسازي خلق كردهاند.
رائيل در ساية خلاء روحي جوامع غربي، به ترويج عقيده خرافي و جديد خود پرداخت و پيرواني را براي خود پيدا كرد. گفته ميشود تعداد آنها بين 50 تا 55 هزار نفر ميباشد ولي يك هيئت فرانسوي متخصص در فرقهها مدعي است كه تعداد آنها از 20هزار نفر تجاوز نميكند.
پيروان اين فرقه غالباً در فرانسه ، كبك كانادا، سوئيس و ايالات متحده يافت ميشوند و از نظر مالي داراي پشتوانه بسيار قوي ميباشند زيرا كه بين 3 تا 10 درصد درآمد خود را به فرقه اختصاص ميدهند.
رائيل مؤسس اين فرقه ميگويد: ((شبيهسازي ، بشر را قادر ميسازد تا روزي بتوانند از طريق تجديد منظم ساختار جسماني خود، به جاودانگي دست پيدا كند.))
دانشمندان ميگويند: ايدئولوژي اين فرقه بسرعت در حال گسترش است و آنان اگر چه ادعاي نابودي نسل بشر را ندارند ولي از طريق بازي با ژنهاي انساني سعي دارند نژادهاي پايين تر را نابود كنند.
در سال 1977، رائيليان موسسه (كلون ايد) را تاسيس كردند اين موسسه اولين موسسه اي است كه برياست شيميدان زن فرانسوي (بربژيت بواسيله) براي همانندسازي انسان فعاليت ميكند . اين مؤسسه از طريق سايت اينترنتي خود اعلام ميدارد كه: ((همانندسازي امكان رسيدن به زندگي ابدي را فراهم مي كند، زيرا اشخاصي كه از طريق بشقابهاي پرنده از سيارات ديگر آمدهاند، 25 هزار سال از ما جلوترند.))
اين عصاره تفكري است كه در پس اين جاروجنجالها نهفته است، تفكري الحادي كه اعتقادي به آفريدگار بودن خداوند ندارد و يكي از دهها تفكر و اعتقادات عجيب و غريبي است كه در جهان غرب بيداد ميكند.
از آنجا كه همانندسازي در آغاز راه قرار دارد و هنوز شكل واقعي و جدي بخود نگرفته است، شايد قضاوت نهايي درباره آن زود باشد ولي ميتوان اشكالات زيادي را براي آن پيشبيني كرد از جمله:
اولاً: اشكالات علمي:
1- همانند سازي جنين ممكن است منجر به ايجاد جهشهاي ژني در انسان شود كه اين جهشها ميتواند منجر به اختلالات جسمي و عقلي در انسان گردند.
2- دخالت غير طبيعي در ژنها ممكن است موجب فعال شدن برخي ژنهاي نهفته بدخيم گردند كه اين خود ميتواند بيماريهاي سرطاني را ايجاد كند.
3- از آنجا كه گوناگوني نژادهاي انساني عامل مقاومت آنها در مقابل بيماريهاست، شبيهسازي، نژاد انساني را تضعيف ميكند و يك بيماري فراگير ممكن است زندگي كل بشريت را نابود كند.
4- شبيهسازي، ژنها را متلاشي مي كند و شكستن ژنها يكي از دلايل سقط مكرر جنين است.
5- وجود تعداد زيادي از نسخههاي مطابق اصل، ممكن است موجب شود كه جنين انساني مانند كالا خريد و فروش شود.
ثانياً: اشكالات شرعي:
1- شريعت اسلامي براي حمايت از پنج چيز آمده است كه آنها را كليات يا ضروريات پنجگانه مينامند اين پنج چيز عبارتند از:دين ، عقل ، نسل، مال و نفس. شبيه سازي آنطور كه دكتر نصر فريد واصل مفتي مصر ميگويد: چهار تا از اين ضروريات را مورد تهديد قرار ميدهد كه عبارتند از : نفس(وجود انسان) و بدنبال آن عقل و نسل و دين.
2- شبيهسازي، با اصل زوجيت -كه خداوند همه موجودات را بر اساس آن آفريده است- ، تناقض دارد، زيرا همانطور كه گذشت در شبيهسازي از جنس مذكر بينيازي حاصل ميشود.
3- همانند سازي، بنيان خانواده را نابود ميكند و مرد را از صحنه زندگي حذف مينمايد زيرا بصورت تئوري زنان اين امكان را پيدا ميكنند كه خود، خود را باردار كنند و همينطور روابط نًسُبي بين پدر و فرزند ، زن و شوهر دچار بحران ميشود زيرا فرزند همانندسازي شده نسخه مطابق اصل يكي از پدر و مادر يا بيگانه است و بنابراين فرزند در چنين حالتي به چه كسي نسبت داده مي شود ؟
4- همانندسازي، نابود كردن قانون گوناگوني است كه خداوند جهان آفرينش را بر اساس آن خلق كرده است، و اين گوناگوني يكي از آيات خداوند و نعمت او در حق مخلوقات است، چه اينكه اگر همه يكسان باشند يك بيماري ميتواند نوع بشر را از بين ببرد.
5- همانندسازي تعصب نژادي را در جامعه به چند صورت افزايش ميدهد:
أ) مفهوم نژاد برتر و ضرورت حاكميت نژاد معيني بر جهان (مفهوم نازي)
ب) مفهوم افزايش جنس مذكر ( مفهوم جاهلي) يا برعكس افزايش جنس مؤنث (گرايش فيمينيستي)
6- شبيهسازي توهين آشكار به كرامت انساني است زيرا قرار دادن انسان در بوته آزمايش و بازي كردن با ژنهاي او، بدون دليل مشروع و توجيه معقول، توهيني است كه بالاتر از آن توهيني وجود ندارد.
7- شبيهسازي منجر به اختلاط و آميزش نسبها ميشود زيرا روابط خانوادگي را محترم نميشمارد و براساس زندگي زناشويي نيز پايهگذاري نشده است.
8- شبيهسازي انسان را وارد دايره غرور و تكبر ميكند.
9- شبيهسازي هويت و شخصيت انسان را مورد تهديد قرار ميدهد، زيرا فرزند شبيهسازي شده، مسخ شخصيت موجود است و مردم با چنين كودكي مانند كودك طبيعي رفتار نميكنند.
ثالثاً: عكسالعملها:
شبيهسازي عكسالعملهاي زيادي را از طرف سازمانهاي اسلامي، مسيحي ،پزشكي و حتي سياسي داشته است از جمله:
در قاهره شوراي انجمن پژوهشهاي إسلامي تابع أزهر فتوايي را صادر كرد كه در آن آمده است: ((همانندسازي انسان حرام است و با تمام وسايل بايد از آن جلوگيري كرد.)) متن اين فتوا اضافه ميكند ((شبيهسازي، انساني را كه خداوند او را تكريم كرده در معرض آزمايش و بيهودگي قرار ميدهد، و موجب بوجود آمدن أطفال ناقص الخلقه و بدريخت ميشود.)) فتوا در ادامه ميافزايد ((اسلام نه تنها با دانش مفيد مخالفتي ندارد بلكه فراگيري آن را نيز تشويق كرده و دانشمندان را بزرگ داشته است اما علم مضري كه ضررش از نفعش بيشتر باشد اسلام آن را حرام كرده تا بشريت را از زيانهاي آن در امان نگه دارد.)) فتوي خاطرنشان ميسازد كه :(( لازم است بين استفاده از مهندسي ژنتيك در گياهان و حيوانات ،جهت ايجاد نژادهاي بهتر و مفيدتر و يا علاج بيماريها و درمان انسان، وبين همانندسازي فرق گذاشته شود.))
علامه دكتر يوسف قرضاوي در فتوايي كه در 12 دسامبر سال 2002 در سايت اينترنتي خود منتشر كرد إعلام داشت: ((شبيهسازي با قانون گوناگوني سازگاري ندارد، زيرا خداوند متعال جهان را بر اساس گوناگوني آفريده است، در حالي كه در شبيهسازي نسخهاي مطابق اصل از موجود زنده بدست ميآيد.))
وي خاطر نشان كرد: «شبيهسازي با الگوي جهاني مخلوقات كه برمبناي زوجيت استوار است، تناقض دارد، زيرا در شبيهسازي وجود يك جنس (ماده) براي تكثير نسل كافي است.»
دكتر قرضاوي در عين حال ميافزايد:(( شبيهسازي اعضاي معيني از بدن انسان مانند قلب و ريهها براي معالجه بيماريها نه تنها مجاز ميباشد بلكه مطلوب هم هست زيرا اسلام پيشرفت را در هر زمينهي علمي مورد تشويق قرار ميدهد ماداميكه با اصول و مبادي آن تعارضي نداشته باشد.)) وي شبيهسازي حيوانات را جايز مي شمارد بشرطي كه براي بشر مفيد باشد و منجر به نقض اصول اخلاقي يا شكنجه حيوان نگردد.
دكتر محمد رأفت عثمان رئيس دانشكده شريعت و حقوق جامعة الأزهر در اين باره اظهار داشت : ((شبيهسازي در انسان چهار حالت دارد: 1- هسته سلول از شوهر زن صاحب تخمك گرفته شود، 2- هسته سلول از يك مرد بيگانه گرفته شود، 3- هسته سلول از خود زن گرفته شود، 4- هسته سلول از زن بيگانه گرفته شود و هر كدام از اين حالات حكم خاص بخود را دارد.)) وي سپس مي افزايد:((دليل فقهي وجود ندار دكه شبيه سازي از طريق كشت هسته شوهر در تخمك همسرش را تحريم نمايد زيرا مقصود از شبيه سازي عبارت است از تخليه تخمك از هسته ، و كاشتن هسته سلول ديگري در آن، خواه اين هسته از خود جنس ماده باشد يا از شخص ديگر، سپس بكمك جريان الكتريسته، لقاح صورت ميگيرد، و سلول بارور شده به دو، چهار،هشت و … تقسيم ميشود و بدين ترتيب جنين شكل ميگيرد، بدون اينكه به اسپرم مرد نيازي باشد.))
وي براي تجويز حالت اول شبيهسازي سه شرط را تعيين مي كند:
1- زن و شوهر از راه طبيعي به هيچ وجه قادر به بچهدار شدن نباشند.
2- بايد اطمينان حاصل شود ، فرزندي كه از طريق شبيهسازي بدنيا مي آيد، از لحاظ جسمي، عقلي و رفتاري، انساني طبيعي خواهد بود و در معرض بيماريهاي خطرناك قرار نمي گيرد.
3- بايد مطالعات حقوقي و اجتماعي تاييد نمايند كه وجود دو إنسان كاملاً شبيه به هم، هيچ ضرري به فرد و جامعه وارد نميكند.
در جهان مسيحيت نيز، بيانيه واتيكان با بيانيه أزهر همسويي داشت ، سخنگوي واتيكان در يك بيانيه رسمي اعلام كرد: ((پندارهاي شبيهسازي انسان، حكايت از بينش افسار گسيختهاي دارد كه عاري از تمام ضوابط و معيارهاي اخلاقي و انساني است.))
اما در عرصه علمي و آكادمي، انستيتوي روزلين در ادنبره( اسكاتلند)- زادگاه گوسفند دالي ـ از خطرات شبيه سازي انسان هشدار داد، دكتر هري گريفين سخنگوي انستيتو گفت:(( من احساس ميكنم كه اين مسئله را بايد محكوم كرد.))
اين پژوهشگر افزود : ((همه گروههايي كه بر روي شبيهسازي گاو ، گوسفند، خوك، موش و بز كار كردهاند به درصد بالاي سقط جنين ، مرگ پس از تولد و مشكلات اين حيوانات در زندگي اشاره كردهاند.))
در كويت دكتر عبدالرحمن عوضي (اوزي) رئيس سازمان اسلامي علوم پزشكي گفت:(( از زمان شبيهسازي جنين انسان در سال 1993 تا اعلام شبيهسازي گوسفند دالي در سال 1997 در اسكاتلند، يكبار ديگر اين مسئله بطور جدي و فوري در صحنه جهاني مطرح ميشود متعاقب آن در دانشگاه آراگون اعلام شد كه دو بوزينه به روش شبيهسازي تولد يافتهاند و سپس يك گروه آمريكايي در زمينه تحقيقات شبيهسازي اعلام كرد كه اولين نوزاد دختر شبيهسازي شده بنام حوا تولد يافته است.))
دكتر عوضي افزود: (( اين سازمان قبلاً ضرورت وضع ضوابطي شرعي، قانوني و اخلاقي، براي اين نوع آزمايشها را خواستار شده بود زيرا از زماني كه اين آزمايشها به مرحله اجرا درآمده، خطرات و اشكالات جدي را در بر داشته است كه مهمترين آنها تجاوز به هويت فردي انسان و عدم تشخيص جنين انساني در بين همسانانش ميباشد، گذشته از اين شبيهسازي موجب اختلال و آشفتگي در ساختار اجتماعي پايدار و نابودي بنيان خويشاونديها، اصل نسب، صله رحم و ساختار خانوادگي معمول در طول تاريخ انساني خواهد شد. وي خاطر نشان كرد: اسلام قيد و بندي را بر آزادي تحقيقات علمي نمينهد، ولي از طرفي نيز بدون شرايط و ضوابط، ميدان را براي ورود اجراي نتايج پژوهشهاي علمي به صحنههاي عمومي، بدون گذر از صافي دين مبين اسلام، بازنمي گذارد.
وي از فرجام ناديده انگاشتن اين مسئله و رها كردن آن بدون ضوابط هشدار داد.
اما در عرصه سياست جورج دبليو بوش رئيس جمهوري آمريكا نگراني شديد خود را از اين قضيه اعلام كرد، اسكات ماكليلان سخنگوي كاخ سفيد گفت: « رئيس جمهور مانند بسياري از آمريكائيان معتقد است كه شبيهسازي انسان مسئله بسيار نگران كننده اي است، و از قانوني كه تمام پژوهشهاي شبيهسازي را ممنوع سازد بشدت حمايت ميكند.»
در پاريس ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه بيانيهاي صادر كرد كه در آن آمده است:
((صرف نظر از اينكه اين پندارها حقيقت داشته باشد يا نه، پريزيدنت شيراك اين مناسبت را غنيمت شمرده تا انزجار شديد خود را نسبت به تمام پژوهشهايي كه براي شبيهسازي بشر انجام ميگيرد تكرار نمايد و مجدداً خاطرنشان سازد كه اين عمل در فرانسه جرم بحساب ميآيد.))
با اين وجود ، نگرانيهاي زيادي در اين باره وجود دارد و پرسشهاي مبهم و شايد بيپاسخي، كه ذهن انديشمندان و خيرخواهان بشريت را بخود مشغول كرده است از جمله:
-
آيا ممكن است از انسان شبيهسازي شده بعنوان قطعات يدكي براي پيوند اعضاء استفاده شود؟
-
انسان شبيهسازي شده به چه كسي نسبت داده ميشود زيرا همانطور كه گفته شد در اين عمل نيازي به جنس نر نيست.
-
آيا ممكن است بعضي كشورها از اين سلاح ژنتيكي براي تكثير يك نژاد و نابودي نژادهاي ديگر استفاده كنند.
-
آيا ممكن است انسان را بدون اراده و اطلاعش شبيه سازي كرد.
-
چه تغييري در رابطه پدران و فرزندان و زنان و شوهران در نتيجه شبيهسازي بوجود ميآيد.
-
آیا با اطفال شبيهسازي شده نيازي به ازدواج نيز پيش ميآيد.
-
در صورت وفات شخص شبيهسازي شده قوانين حقوقي مانند ميراث و غيره چگونه درباره او اجرا ميشود.
و اينها برخي از سوالاتي است كه بشر بايد براي آن جواب قانع كننده اي پيدا كند، و گرنه به باتلاقي فرو خواهد رفت كه بيرون آمدن از آن آسان نخواهد بود.
منابع: