محاکمه صدام حسین به جرم کشتار جمعی کردها (عملیات انفال)

فروپاشی رژیم بعثی حاکم بر عراق در فردای حمله هم پیمانان به این کشور دارای آثار و نتایج مختلف بوده ودر این میان مسئله محاکمه صدام حسین و همکاران او به جرم کشتار جمعی(ژنوساید)مردم کرد در جریان عملیات معروف به انفال از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی ازآثار برگزاری دادگاه نورنبرگ برای محاکمه سران نازی در اروپا جلوگیری از تکرار این حوادث(جنایات سازمان یافته برای نسل کشی)در آینده بود.پدیده ایکه تا حال شاهد تکرار آن در اروپا نبوده ونیستیم.اگر محاکمه صدام حسین و همکاران دور و نزدیک او در این جریان بتواند (اگر نه در کل منطقه)در عراق حال وآینده از تکرار چنین جنایاتی علیه بشریت و به صورت ساختاری جلوگیری نماید می توان امیدوار بود که تحولات منطقه از صورتی منطقی تبعیت می کند.پیشگیری از تکرار چنین تجربه هایی علاوه بر محاکمه عاملان(همه عوامل موثر در آن)نیازمند گفتگویی صریح و هدفمند در میان احزاب سیاسی روشنفکران و عموم مردم است.چرا که درست است ساختار رسمی حزب بعث و رئیس آن فروپاشیده است اما هنوز تفکر استبدادی وتوتالیتر بعث در نمودهای مختلف سیاسی و اجتماعی وجود دارد.درگیر شدن در مباحث حاشیه ای آنگونه که در گذشته وحال دیده ایم مانند تلاش برای ایجاد رابطه معنادار میان عملیات انفال و نام آن که از واژه های دینی است و ارتباط دادن آن به تفکر بعثی برای حصول این نتیجه که جنایت صورت گرفته نتیجه تفکرات دینی (اسلام) بوده است تنها کارکرد آن به انحراف رفتن ذهن های فعال از واقعیت سیستم حاکم بر بعث واستبداد ناشی از آن است.و در خوشبینانه ترین حالت به تداوم پنهانی اندیشه استبدادسیاسی می انجامد.
بنا به فرامین انسانساز شریعت غرای اسلام، تفقّه و تعلم در دین ضروری هر جامعه اسلامی است؛ در همین راستا، از گذشتههای دور در مناطق کردستان، طالبان علوم دینی به شیوهی سنتّی مشغول تحصیل علم بودهاند؛ گذشت زمان، ضرورت تغییر سبکها و روشهای تدریس نوین برای توسعهی سطح علمی طلاّب و دانشپژوهان علوم اسلامی را ایجاب مینمود تا برخی از اساتید و علمای عظام منطقه، در اندیشهی تأسیس مدارس علوم دینی، به سبك جدید باشند.