اُمّ المؤمنين عايشه رضي الله عنها همسر، همراه و همراز پيامبر صلي الله عليه وسلم - بخش دومرُفَیدة الحبش

نویسنده: رُفَیدة الحبش
ترجمه: داود نارویی

2- ادبیات
عایشه یک ادیب کامل بود. به ندرت شعر می‌سرود، اما در حافظه‌ی خود، گنجینه‌ای از شعر داشت. این اشعار متعلق به شاعران بزرگ دوران جاهلیت بود. تسلط کامل وی بر شعر، در سخنوری به او استعداد خاصی داده بود. هنگامی که به سخن گفتن می‌پرداخت، بزرگ‌ترین شاعران و ادیبان عصر، خود را در برابرش کوچک می‌دیدند. البته، این امر شگفت نیست، چون بستر زندگی عایشه را در مراحل مختلف، ادیبان بزرگ شکل می‌داده‌اند. نخست در خانه‌ی پدر، همه‌ی زمینه‌های ادبی را کسب نمود. پدر در اعراب یک تبار شناس کامل بود. بر تاریخ عرب تسلط خاصی داشت. این ویژگی‌های ادبی پدر، به طور کامل به دختر منتقل شدند.


پس از آن که پا به خانه‌ی محمد(ص) گذاشت، این حرکت ادبی تداوم یافت. حضرت محمد(ص) خود یک ادیب کامل بود. هر چند شعر نمی‌گفت، اما زبانی رسا و بلیغ داشت. در جملاتی کوتاه، مفاهیم بلند را بیان می‌نمود (جوامع کلم). عایشه (رض) در خانه‌ی شوهر، خود را آماج یک حرکت ادبی می‌دید. وانگهی، قرآن، کلام خداوند، صبحگاهان و شامگاهان، در خانه و در بستر او فرود می‌آمد. کلامی که بزرگ‌ترین ادیبان در برابرش به کرنش می‌افتادند و ناچار به عظمت و اعجاز آن اعتراف می‌نمودند. گذشته از این، خانه وی مرکز تجمعات و رفت و آمدها بود.
هیأت‌های اعراب از گوشه و کنار عربستان به مدینه می‌آمدند. مسجد نیز کنار خانه‌اش بود و او به راحتی می‌توانست سخنانی را که در مسجد رد و بدل می‌شد، بشنود و به خاطر بسپارد. این هیأت‌ها هنگامی که به مدینه می‌آمدند، برای دیدار حضرت محمد به مسجد می‌شتافتند. مسلماً در آغاز، سخنوران توانایِ آنان به سخن گفتن می‌پرداخته‌اند و میزان خلوص و فرمان‌برداری خود را نسبت به پیامبر در قالب سخنانی شورانگیز و رسا بیان می‌نموده‌اند. عایشه نیز با حساسیت فراوان به این سخنان گوش فرا می‌داده و آن‌ها را به خاطر می‌سپرده است.
باید دانست، که ام‌المؤمنین عایشه(رض) در یک فرهنگ شفاهی می‌زیسته است بدین معنی که کتابت و خواندن در آن فرهنگ، قرب و منزلتی نداشته و افراد باسواد از وجهه‌ی اجتماعی خاصی برخوردار نبوده‌اند. در چنین فرهنگی، مغز مردم برای انتقال گفت و گوها و مکالمات روزمره به حافظه‌، از قدرت شایانی برخوردار است. ام‌المؤمنین عایشه(رض) نیز در این سنت، گوی سبقت را از همه ربوده است. به ندرت از حافظه‌ی نیرومندش، مطلبی گم می‌شد، یا موضوعی فراموش می‌گردید.
نبوغ و توانایی او در زمینه‌ی زبان و بلاغت و حاطه بر سبک‌های بیانی مختلف و تسلط بر ادبیات دوران جاهلیت در عرصه‌های گوناگون شعر، نثر، خطابه و امثالِ آن از او یک ادیب صاحب سبک ساخته بود. او زبانی رسا و گفتاری نافذ و بلیغ داشت. هرگاه سخنرانی می‌نمود، توجه مردم را به خود جلب می‌کرد. بر دل‌ها چنگ می‌انداخت. چشم‌ها خیره می‌شدند. دل‌ها می‌تپیدند و اندیشه‌ها به جولان می‌افتادند. احنف بن قیس یک ادیب مشهور است. او می‌گوید:
«سخنرانی ابوبکر، عمربن خطاب، عثمان به عفان، علی بن ابی طالب و سایر خلفا را تا به امروز شنیده‌ام، اما سخن هیچ مخلوقی گیراتر، رساتر و زیباتر از سخنی نیست که از زبان عایشه خارج می‌شد.»[اعلام النساء، ج3،ص112]
هنگامی که معاویه پسر ابوسفیان در زمان خلافت خود نزد وی آمد، برخاست. خداوند را ستود. از رسول خدا و ابوبکر و عمر یاد نمود و سپس از معاویه خواست که به آنان اقتدا کند و پاه به پای آنان حرکت نماید. پس از آن خاموش شد، اما معاویه پسر ابوسفیان از ترس این که مبادا نتواند همچون او سخن بگوید، از سخنرانی کردن خودداری نمود، بلکه فی البداهه و به صورت ارتجالی، به سخن گفتن پرداخت. چون از خانه خارج شد گفت: به خدا سوگند پس از رسول خدا، تا به امروز سخنرانی رساتر و بلیغ‌تر از عایشه ندیده‌ام.[اعلام النساء، ج3، ص123]
زیاد بن ابیه از سخنوران مشهور بود. روزی معاویه با تأکید از او پرسید: زیاد، زبان چه کسی از همه مردم بلیغ‌تر و رساتر است؟
زیاد گفت: یا امیر! حالا که سوگندم داده‌ای، پس بدان که زبان ام المؤمنین عایشه دختر ابوبکر از همه بلیغ‌تر و رساتر است.
معاویه به عنوان تأیید نظر زیاد افزود: درست است، به خدا هر دری را که می‌گشود، اگر می‌خواست آن را ببندد می‌بست. و هر دری را که می‌بست اگر می‌خواست آن را بگشاید، می‌گشود.[صفة الصفوة، به نقل از نساء اهل البیت، ص159]
این سخنوری عایشه، به ویژه در ماجرای شهادت عثمان به خوبی قابل مشاهده است. رد پای این پدیده در صدای بم و بلند وی دیده می‌شود. عایشه در فاجعه‌ی قتل عثمان، از این امتیاز خدادادی، به خوبی بهره‌برداری نمود. سخنرانی‌های وی در اماکن و شرایط مختلف، در شنوندگان هیجانی گرم پدید می‌آورد. اما رد این سخنوری را در جاهای دیگر نیز می‌توانیم بگیریم. در جایی پدرش را چنین توصیف نموده است:
پدر! خدا به تو رحم کند! اگر دیگران به دنیا پرداخته‌اند، تو دین را استوار نموده‌ای. به خصوص زمانی که پایه‌های دین سست شد، شکاف‌هایش فراخ گردید و کناره‌هایش لرزید و تکان خورد. از آن چه دیگران بدان متمایل شدند، تو خودداری نمودی و به سوی آن چه دیگران سستی و درماندگی نشان دادند، آستین بالا زدی. از دنیا، آن چه را که آنان بزرگ شمردند، تو کوچک شمردی. دینت را بر دیگر چیزها ترجیح دادی. آنان به سوی مهار امور سرکشیدند و تو بر مَرکب احتیاط نشستی. بنابراین دینت را نشکستی و فراموش ننمودی. این بود که در مسابقه، تیر قمار تو برنده شد. تو از آن چه دیگران احساس سنگینی می‌کردند، سبک دوش شدی.[عباس محمود عقاد، الصدیقة بنت الصدیق در المجموعة المکالمة، ج3، ص194]
باری دیگر کنار قبر پدر ایستاد و گفت:
«خدا تازه رویت کند و کوشش‌های نیکت را بپذیرد! تو با روی برتافتن از دنیا، آن را خوار نمودی و با اقبال خویش به آخرت، به آن عزت دادی. اگر پس از رسول خدا، در برابر بزرگ‌ترین رویدادها وجود نداری و در برابر بزرگ‌ترین مصیبت‌ها نیستی، اما بدون تردید، کتاب خداوند مایه‌ی تسلی ما و جایگزین خوب تو خواهد بود. من با شکیبایی نمودن و فقدان تو، از خداوند صمیمانه می‌خواهم وعده‌اش را عملی نماید و با دعا نمودن برای تو از او جای گزینی برایت می‌طلبم. بی‌تردید ما از آن خداییم و به سوی خدا خواهیم رفت. سلام و رحمت خداوند بر تو باد! ما به خاطر از دست دادن تو هیچ نفرتی نداریم و تقدیر را به خاطر فقدانت سرزنش نمی‌کنیم.»[عباس محمود عقاد، الصدیقة بنت الصدیق در المجموعة المکالمة، ج3،ص195]
عایشه انبوهی از واژگان را با خود به همراه داشت. این گنجینه‌ی لغوی به او امکان می‌داد، سخنرانی‌های خود را به هر صورت که می‌خواهد، شکل دهد. به خاطر این بود که در برخی مواقع سخنانش سخت هیجان‌انگیز و شورانگیز و در برخی مواقع آرام و روان می‌نمایند. در پدید آمدن این گنجینه‌ی لغوی، اشعار شاعران پیش از وی نقش عمده‌ای داشتند. از لبید حدود هزار بیت شعر حفظ داشت. لبید تقریباً معاصرِ وی بود. از شاعران قبل از لبید نیز اشعار فراوانی در حافظه داشت. خواهرزاده‌اش عروه می‌گوید: هر اتفاقی که می‌افتاد، عایشه درباره‌اش شعر می‌گفت.
به مردم نیز سفارش می‌کرد به فرزندان خود شعر بیاموزند، تا زبانشان شیرین بشود. این نکته را نیز باید در نظر داشت، که او در یک جامعه‌ی انقلابی و سراپا هیجان می‌زیسته است. در این جامعه یک جنگ روانی مداوم وجود داشته است؛ دشمنان پیامبر مرتب در هجو او شعر می‌سرودند. این دشمنان از بزرگ‌ترین ادیبان زمان خود بودند. از طرفی پیامبر در مقابل آنان، شاعران بنامی داشت که از وی دفاع می‌کردند. خود پیامبر در مسجد می‌نشست و این شاعران به خصوص حسان‌بن‌ثابت در کنار وی می‌ایستادند و مشرکان را هجو می‌نمودند. مسلماً عایشه از این موقعیت بهترین بهره را برده‌است. این نکته را نیز باید افزود که در زبان عربی، وی از لهجه‌ی قریش برخوردار بوده: لهجه‌ای که قرآن به آن نازل شده‌است.

3- تفسیر قرآن
از جمله اصول مهم و کلیدی تفسیر قرآن، آشنایی با ادیبات عرب و برخورداری از میزان قابل توجهی از واژگان این زبان می‌باشد. عایشه، آشنایی عمیقی با ادبیات عرب داشت. در حافظه‌ی خود نیز انبوهی از واژگان زبان عربی را پنهان ساخته بود. این آشنایی با ادبیات عرب و سخنوری ماهرانه، به عایشه در فهم و تفسیر آیان قرآن کمک می‌رساند. از او در مورد این آیه پرسیدند:«وَیَسْتَفْتُونَکَ فِی النِّسَاء...»، «و از تو در مورد زنان می‌پرسند...» [نساء/127] روایت شده که گفت: «منظور دختر یتیمی است که تحت کفالت مردی قرار دارد. این دختر در اموال آن شخص شریک شده است. فرد که ولی او نیز هست، می‌خواهد بدون این که مهریه‌اش را بپردازد، با او ازدواج نماید. خداوند چنین کسانی را از ازدواج با چنین دخترانی، جز از طریق عدالت، منع نموده است.»[صحیح بخاری، ج3، ص249، تفسیر ابن کثیر، ج3،ص45]
در مورد این آیه: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا...»، «زنان زینتهایشان را آشکار نکنند، جز آن چه خود آشکار است...» [نور/31] گفته است: منظور (از آن چه خود آشکار است) چهره و دو دست است.[تفسیر ابن کثیی، ج3، ص283]
عموماً ام المؤمنین عایشه‌ی صدیقه(رض) مورد سوال قرار می‌گرفت. پاسخ‌هایی که او می‌داد، استنباط شده از قرآن بودند. نخست پاسخ می‌داد. سپس منبع استنباط پاسخ را ذکر می‌نمود. این استنباط با مهارت خاصی که مخصوص خود عایشه بود، از آیه‌های گوناگون قرآن صورت می‌گرفت. روزی شخصی به نام سعد بن هشام نزد وی آمد و گفت:‌ می‌خواهم از تو در مورد اخته کردن بپرسم. نظرت در این باره چیست؟ عایشه‌ی صدیقه بی‌درنگ پاسخ داد: این کار را مکن. مگر سخن خداوند را نشنیده‌ای؟ «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِکَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّیَّةً...»، «پیش از تو پیامبرانی فرستاده‌ایم و برای آنان، همسران و فرزندانی قرار داده‌ایم....»[رعد/38] پس اخته مکن.[سنن نسائی، شماره 3212]
منظور وی این است که اگر اخته کردن جایز می‌بود، پیامبران دست به این کار می‌زدند؛ چون اخته کردن با هدف پرهیز از تشکیل خانواده و تقبل مسؤولیت خانوادگی و پرداختن مداوم به عبادت خداوند صورت می‌گیرد. در این میان پیامبران از همه بیشتر به این کار علاقه‌مند بوده‌اند. با این وجود مطابق فرموده‌ی قرآنی دست به این کار نزده‌اند. پس استنباط می‌شود که این عمل درست نیست.
گاه نیز می‌شد که قرآن را با احادیث نبوی تفسیر می‌کرد. در مورد این آیه: «وَابْتَلُواْ الْیَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ...»، «یتیمان را بیازمایید. تا این که پا به سن ازدواج گذاشتند، اگر در آنان رشد و آگاهی را احساس کردید، اموالشان را به آنان واگذار کنید...» [نساء/6] عایشه‌ی صدیقه گفته است: پیامبر(ص) فرمود: «قلم از سه نفر برداشته شده است: کودک تا به سن بلوغ برسد، یا پانزده سال او تکمیل شود. فرد خوابیده تا بیدار شود و دیوانه تا هوشیار شود.»[ابن کثیر در تفسیر، ج1،ص451]
عایشه در تفسیر قرآن از یک ویژگی مهم برخوردار بود؛ وی در صحنه‌ی گرم حوادث و نزول مداوم قرآن حضور داشت. بدین جهت او از علت نزول آیات (شأن نزول) به خوبی آگاهی داشت. از جمله اصول مهم تفسیر قرآن یکی همین است. بر این اساس می‌بینیم که وی در مورد زمان و مکان نزول آیات، از آگاهی منحصر به فردی برخوردار است. این آگاهی از جوّ نزول قرآن، به او در فهم آیات و برداشت درست از آن‌ها کمک شایان توجهی می‌نمود. در مورد این آیه: «إِذْ جَاؤُوکُم مِّن فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ...»، «بیاد آورید آن زمان را (که دشمنان) از فراز و نشیبتان آمدند. چشم‌ها خیره شدند و دل‌ها به گلو رسیدند....»[احزاب/10] گفته است: این امر در جنگ خندق به وجود آمد.
به این آیه نیز دقت کنید: «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا...»، «اگر زنی از شوهرش ترسید که به او جفا کند یا از او اعراض نماید...»[نساء/128] عایشه‌ی صدیقه در مورد این آیه گفته است: این آیه در مورد زنی نازل شده که در کنار مردی بوده است. همراهی این زن با شوهر به درازا می‌کشد. بنابراین مرد می‌خواهد او را طلاق دهد. زن می‌گوید طلاقم مده و نگاهم بدار. تو از ناحیه‌ی من حلالی. بنابراین، این آیه نازل شد.[صحیح مسلم با شرح نووی، ج18-17، ص364]
با این که وی از نظر سنی کوچک بود، اما آیاتی که زمان کودکی وی در مکه نازل می‌شدند، نیز در حافظه‌ی وی وجود داشتند. او می‌دانست که چه زمانی و در چه شرایطی نازل شده می‌گوید:
در مکه زمانی که من دختری کوچک بودم و بازی می‌کردم، بر محمد(ص) این آیات نازل شد. «بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ»،[قمر/46] «بلکه قیامت میعادگاه آنان است و قیامت سخت‌تر و تلخ‌تر است ...»[صحیح بخاری، کتاب التفسیر، تفسیر سورة القمر]
با این که ابن عباس به ترجمان قرآن مشهور است، اما در مواردی که عایشه درباره‌ی آیات اظهارنظر کرده، از دقت و عمق ویژه‌ای برخوردار است. او در خانه‌ی پیامبر بود و از نزدیک حوادث را می‌دید. در حالی که ابن عباس در تفسیر، از دیگر صحابه می‌پرسید؛ چون زمان پیامبر وی از نظر سنی کوچک بود، اما عایشه خود ناظر صحنه بود و در حواث نقش داشت.

4- ناسخ و منسوخ
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیق(رض) به مطالبی که در قرآن و سنت نسخ شده اند، توجه خاصی نموده است. می‌گوید: عاشورا (دهم محرم)، روزی بود که پیامبر خدا(ص) در زمان جاهلیت آن روز را روزه می‌گرفت. قریش نیز در زمان جاهلیت در آن روز، روزه می‌گرفتند، چون پیامبر(ص) به مدینه آمد، در این روز، روزه می‌گرفت و به مردم امر می‌نمود تا روزه بگیرند. اما چون حکم ماه رمضان نازل گردید، ماه رمضان به عنوان فریضه تلقی گردید و روزه عاشورا ترک داده شد.[مسند امام احمد بن حنبل، ج6،ص162]

5- تاریخ
عایشه‌ی صدیقه در زمینه‌ی تاریخ دعوت اسلامی و دوران جاهلیت با این که خود، در پاره‌ای موارد شاهد صحنه نبود، مطالب فراوانی نقل نموده است. او بدین وسیله نقش اسلام را در یک‌پارچه و منسجم‌نمودن اعراب زیر سایه‌ی یک پرچم تبیین کرده است. اعراب پیش از این مجموعه قبایل متخاصمی بودند که جنگ آن‌ها را از پا در آورده بود. می‌گوید:
«خداوند چنین مقدّر نموده بود که جنگ بعاث پیش از رسول خدا، صورت بگیرد. زمانی پیامبر خدا به مدینه آمد که تجمع انصار از هم پاشیده بود و سرانشان کشته و زخمی شده بودند. خداوند مقدّر نموده بود، تا بعاث پیش از آمدن رسول خدا(ص) صورت بگیرد و به این شکل سبب دخول آنان در اسلام بشود.»[طبری؛ صحیح بخاری، ج2، صص320-309، بعاث، نقطه‌ای است در اطراف مدینه، آخرین و مشهورترین جنگ میان اوس و خزرج در آن‌جا رخ داد. این جنگ به تحریک یهودیان صورت گرفت. چهل روز قبل از جنگ به تهیه و تدارک سلاح پرداختند. آن‌گاه جنگ شروع شد. ابتدا ابتکار عمل به دست خزرج بود، اما سپس اوس بر آان چیره شدند. بسیاری از آنان را کشتند و خانه‌هایشان را سوزاندند. این جنگ پنج سال قبل از هجرت صورت گرفت. (مترجم)]
آشنایی عایشه با تاریخ یک امر مسلم است. او نه تنها از گذشته‌ی اعراب آگاهی داشت، بلکه با تاریخ سایر سرزمین‌ها نیز آشنا بود. او این آشنایی و آگاهی خود را مدیون حافظه و موقعیت خاصی بود که خداوند به او داده بود. هم از نبوغ سرشاری برخوردار بود و هم خانه‌ی پیامبر زمینه‌ای قوی برای آگاهی او از تاریخ و رویدادهای دور و نزدیک جهان بود.

6- اصلاح خطاهای صحابه (استدراکات)
گاه می‌شد که او از یکی از صحابه مطلبی می‌شنید، که از پیامبر خدا(ص) نقل می‌کرد، اما نسبت به موضوع برداشت نادرستی ارائه می‌نمود. ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه(رض) بی‌درنگ به تصحیح و اصلاح آن می‌پرداخت.
امام احمد در مسند خود از ابن‌عمر(رض) نقل نموده که: میت در اثر گریستن زندگان بر او، عذاب می‌بیند. ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه (رض) گفته است: «ابوعبدالرحمن (کنیه ابن عمر) دچار توهّم شده، همچنان که در مورد چاه کهنه‌ی بدر دچار توهم شده بود. پیامبر خدا(ص) در واقع چنین فرموده است: آن شخص عذاب می‌بیند، در حالی که خانواده‌اش بر او می‌گریند. منظور او شخص کافر بود.»[المسند، ج6،صص209-107]
همچنین گفته است: فرود آمدن در محصّب (اسم جایی در مکه) سنّت نیست. پیامبر خدا(ص) برای این در آنجا فرود آمد تا بیرون شدن از آن جا برایش آسان‌تر باشد.[المسند، ج6، ص107]
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه(رض) چون این حدیث را شنید، گفت: «ما را (ما زنان را) با خران و سگان، همسان نموده‌اید؟ به خدا سوگند رسول خدا را می‌دیدم که نماز می‌خواند و در همان حال، من روی بستر، میان او و قبله، به پهلو خوابیده بودم. حاجتی که پیدا می‌کردم، دوست نداشتم بنشینم و به رسول خدا(ص) آزار برسانم. برای همین از کنار پاهایش بیرون می‌خزیدم.» [متفق علیه، عبارات از مسلم است. مسند امام احمد، ج6،ص126]
دو مرد نزد عایشه‌ی صدیقه آمدند و گفتند: ابوهریره می‌گوید که پیامبر خدا(ص) فرموده است: در زن، چهارپا و خانه، بدشگونی وجود دارد.
عایشه صدیقه خشمناک شد. زمین و زمان در برابرش تیره و تار شدند. گفت: قسم به کسی که قرآن را بر ابوالقاسم نازل فرموده که او چنین نمی‌گفت، بلکه پیامبر خدا فرمود: مردم زمان جاهلیت می‌گفتند: در زن، چهارپا و خانه، بدشگونی وجود دارد. پس از آن عایشه صدیقه این آیه را خواند: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا...»، [حدید/22] «هیچ حادثه‌ای در زمین رخ نمی‌دهد، یا به خود شما دست نمی‌دهد، مگر این که پیش از آفرینش زمین و خود شما، در کتاب بزرگی ثبت بوده است...»[اعلام النساء، ج3، ص110، مسند امام احمد]
امام سیوطی، اشتباهاتی را که عایشه صدیقه از صحابه گرفته و اصلاح نموده در کتابی به نام «عین الإصابة فیما استدرکته عائشة علی الصحابة» گردآوری کرده است. علم و فهم عایشه در این کتاب، کاملاً تجلّی یافته‌است.

7- گسترش اخلاق پیامبر(ص)
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه(رض) از همه مردم با پیامبر(ص) نزدیک‌تر بود و پیوند بیشتری با او داشت. او از جنبه‌های اخلاقیِ پیامبر آن چه را که می‌توانست برای مردم به عنوان الگو تلقی گردد، روایت می‌کرد. امام احمد در مسند خود این روایات را از او نقل نموده است: «پیامبر خدا(ص) هیچ گاه زن و یا خدمتکاری را نمی‌زد. اصولاً با دست خود هیچ کس را نمی‌زد. البته، به جز این که در حال جهاد در راه خدا باشد.[المسند، ج6، ص206]
بارها در مورد اخلاق پیامبر(ص) از او سوال می‌شد. حسن می‌گوید: «از عایشه (رض) در مورد اخلاق پیامبر خدا(ص) پرسیدم. گفت: اخلاق پیامبر، قرآن بود.[المسند، ج6،ص216]
گسترش اخلاق خوب یا خوش اخلاقی و آموزش آن به مردم از جمله کارهای مهم و وظایف اساسی و بدیهی دعوتگران به شمار می‌رود. ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه در آموزش اخلاق خوب، اخلاقی که پیامبر خدا(ص) دارای آن بود، از هیچ کوششی دریغ نمی کرد.

8- تبیین رفتار عملی پیامبر در خانه
شاید بیشترین موردی که ام‌المؤمنی عایشه‌ی صدیقه روایت نموده، سنت عملی پیامبر(ص) و کارهایی که انجام می‌داده، باشد. در المسند امام احمد، در بخش روایات عایشه (رض) این سخن که: فعل رسول الله کذا و کذا: رسول خدا چنین و چنان کرد، بر این که: قال رسول الله کذا: رسول خدا چنان گفت، تقریباً غلبه دارد. از آن جمله ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه گفته است:«پیامبر خدا(ص) در فاصله‌ی نماز عشاء و نماز صبح، یازده رکعت نماز می‌خواند. بعد از اتمام هر دو رکعت سلام می گفت. در نهایت یک رکعت وتر می‌خواند، در سجده به مقداری که یک نفر از شما پنجاه آیه بخواند، پیش از این که سرش را بلند کند، مکث می‌کرد.»[المسند، ج6،ص215]
مقدام از پدرش نقل نموده، که گفته است: به عایشه گفتم: ای مادر! زمانی که پیامبر خدا نزد تو می‌آمد، قبل از هر چیز چه کاری انجام می‌داد و در آخر اقدام به چه کاری می‌نمود؟
عایشه گفت: ابتدا که داخل می‌شد، مسواک می‌زد و در نهایت هم که خارج می‌شد، دورکعت نماز صبح را می‌خواند.[المسند، ج6،ص182]
او همچنین روایت می‌کند: که پیامبر خدا(ص) زمان احرام خوش بویی می‌زد. می‌گوید: با همین دو دست خود، رسول خدا را زمان احرام خوش بویی زدم.[المسند، ج3،ص207]
نزدیکی عایشه به پیامبر خدا و نگریستن به او با چشمان یک عاشق و کنجکاوی در حرکات او سبب شده بود، تا همه‌ی کارهای پیامبر را حفظ کند و به خاطر بسپارد و پس از آن در زندگی خویش آن‌ها را الگو و سرمشق قرار دهد و به دیگران بیاموزد.
ادامه دارد ...

اُمّ المؤمنين عايشه رضي الله عنها همسر، همراه و همراز پيامبر صلي الله عليه وسلم - بخش نخست

منبع : پايگاه اطلاع رساني اصلاح