مختصری از زندگینامه علامه مرحوم ملا محمد رضائی مشهور به بارزانی ﴿رحمة الله علیه ﴾
مختصری از زندگینامه علامه ملا محمد رضائی مشهور به بارزانی ﴿رحمة الله علیه ﴾
علامه مرحوم ملا محمد رضائی در سال 1272 هجری شمسی در روستای بارزان از توابع شهرستان آکره کردستان عراق درخانواده ای مذهبی ومتدین چشم به جهان گشودو در همان اوائل دوران کودکی از نعمت پدری محروم شدند و با راهنمایی مادر بزرگوارش در بارزان که آنوقت مرکز دینداری و علم بود قرآن و بعضی از مسائل اعتقادی که مرسوم بود درمسجد بارزان در خدمت شیخ محمد پدر ملامصطفی و فرزند ارشدش شیخ عبدالسلام که بعنوان مرشد طریقت مردم را ارشاد می نمودند واستادان دیگری که درآنجا بودند مقدمات علوم را طی کردند، وی از لحاظ نسب فرزند عبد الرزاق بن عبدالهادی بن عبدالوهاب بن عبدالعزیز از عشیره زیباری و ازقبیله ای که بنام هَرِنی منسوب به یکی از روستاهای مناطق زیبار می باشد،ولی چون وی متولد بارزان بودندعلاقه و ارتباط نزدیکی به خاندان بزرگ ملا مصطفی داشته، به بارزانی مشهور شدند و هم اکنون مردم او را به نام ملا محمد بارزانی می شناسند و اکنون یکی از برادرزادگانش پیر زنی بنام سهیلا در بارزان درقید حیات می باشند .
ملا محمد بارزانی در اوائل زندگیش با خاندان ملا مصطفی بارزانی درارتباط بودندو در زمان تحصیل با ایشان و دیگر برادرانش هم کلاس بوده،لذا شیخ احمد و ملا مصطفی و فرزندانشان علاقه ی خاصی به آن مرحوم داشته و دارند، بخصوص ملا مصطفی که در این اواخر یک باب ساختمان مسکونی و مقدار 10 هکتار زمین کشاورزی در شهرستان اشنویه خریداری و به ایشان تحویل دادند، چندین نامه از طرف مرحوم ملا مصطفی بارزانی برای آن مرحوم ارسال شده که هم اکنون اصل این نامه ها در میان کتب ایشان موجود می باشند.
وقتیکه ملا مصطفی در شهرستان کرج بعنوان پناهنده سیاسی سکونت داشتند سه دفعه ملا محمد را به آنجا دعوت نمودندتا با ایشان ملاقات و دیداری داشته باشند و هر دفعه حدود یک هفته و یا بیشتر در آنجا کنار ایشان می ماندند.
تحصیلات ملا محمد
ایشان مراحل مقدماتی علوم عربی،ازقبیل صرف و نحو را در کردستان عراق در شهرهای آکره و آمدی و روستاهای اطراف در حجره های آنجا سپری نمودند و پس از آنکه به مراحل بالاتر نائل شدند علوم منطق، کلام،حکمت،اصول فقه، علم هیئت، تفسیر و حدیث و ... را نزد اساتید تراز اول آن وقت تحصیل و کسب نمودند .
استادانی که ایشان نزد آنان کسب فیض نموده اند :
1- استاد ملامحمدبن عبد الله الجلی مشهور به جناب ﴿ مه لای گه و ره ی ﴾ در شهرستان کوی عراق 2- استاد مرحوم ملا افندی مدرس مشهور شهرستان هه و لیر 3- استاد ملا عبد الله برهانی که آنوقت در روستای پسوه منطقه لاهیجان مامش تدریس می کرد 4- استاد ملا مجید ساکن قریه سوره بان که قبلاً در مناطق صومای در روستای سیدان و و گنبد تدریس می نمودند 5- استاد ملا صالح جو له میرگی خانی آنهم در روستای پسوه که در این اواخر در آنجا مشغول تدریس بودند، ملا محمد بارزانی تحصیلاتش را نزد استاد ملا صالح به پایان رساندند و از ایشان اجازه ی افتاء و تدریس گرفتند، البته پس از آنکه فارغ التحصیل شود مشغول تدریس شدند و شاگردانش به مرحله ای رسیدند که از وی درخواست اجازه نامه افتاء و تدریس نمودند، وی پس از آن همراه برادرزنش ملاصادق یوسفی پیش استادشان رفتند و اجازه نامه برایشان نوشته وقرائت نمودند و پس از آن ایشان برای شاگردانش مراسمی را تشکیل نمودند و به آنان اجازه نامه دادند.
تشکیل خانواده
یکی از دوستان نزدیکش بنام ملا صادق یوسفی که همیشه با او بودند از اخلاق و منش ایشان رضایت کامل داشتند و پیش ایشان آمدند و به وی گفتند: اگر ایشان مایل باشند وی حاضر است با رضایت خواهرش، او را به عقدنکاح ایشان در آورند، ملا محمد نیز اظهار رضایت نمودندومراسم عروسی انجام گرفت و پس از تشکیل زندگی جدید در روستای قاویر مرگور ازتوابع شهرستان ارومیه، با عشق به خدمت و دعوت ومجاهدت مردم را ارشاد و راهنمای نمود و در آنجا مشغول دعوت و پیشنمازی و تدریس شدندومدتی را درآن روستا ماندند و پس از آن به روستای اَورسی در همان منطقه هجرت نمودند و در همان روستا مشغول دعوت و تدریش می شود که روسیه این مناطق را به اشغال خود در می آورد و مردم در تنگنا و ناراحتی قرار می گیرند و با زحمت عمر خویش را سپری می کنند.
البته می توان گفت در آن زمان اولین کسی که در آن مناطق حجره طلاب علوم دینی را دایر نمودند ملامحمد رضائی (بارزانی )بودند چون قبل از آن عالمی که در منطقه مشغول تدریس باشد وجود نداشت فقط یک روحانی بنام ملا عبد الله که فقط فقه را خوانده بود در روستای ژاراژی به پیشنمازی مشغول بود و بغیر ازاو کسی در آن منطقه نبود، پس از آن به در خواست اهالی روستای صوفیان از توابع شهرستان اشنویه به آنجا عظیمت نمودند و مدت 8 سال در آنجا در تدریس و دعوت وارشاد مردم عمر با ارزش خود را صرف نمودند و طلاب زیادی در محضر آن کسب علم و فیض نمودند.
سپس حاج اسعد محمودی مالک و ریش سفید روستای گِسیان که نام نیک و توانایی علمی ایشان را شنیده بودند و خود نیز فردی متدیّن و نیک منش بودند از وی دعوت نمودند که دو باره به منطقه مرگور ارومیه روستای گِسیان برگردند، وی در خواست ایشان را قبول نمودند و در سال 1336 شمسی به روستای گِسیان برمی گردند که قبل از اصلاحات ارضی بود و تا سال 1354 شمسی در همان روستا به وظیفه مقدس دعوت و تدریس تبلیغ مشغول می شوند و این فعالیتهای وی باعث می شود که منطقه مرگور مرکزی برای پرورش طلاب دینی گردد، قبل از وی در منطقه تدریس، تبلیغ و دعوت به دین نبود جای تعجب بود که در آن منطقه وسیع طلبه ای و جود نداشت .
در سال 1354 بنا به در خواست ملا مصطفی بارزانی مرحوم که یک باب ساختمان و ده هکتار زمین زراعی را به ایشان هدیه داده بودند به شهرستان اشنویه رفتند و تا آخر عمر خود در آنجا سکونت گزیدند و به برکت وجود مبارک آن مر حوم در هر روستایی که بودند حجره هایی پر از طلاب داشته و همیشه مشغول تدریس بودند و طلاب و علمای برجسته ای در خدمت ایشان کسب فیض نمودند که اکثر آنها به درجه افتاء و تدریس نائل شدند و مدرسین توانائی بوده و هستند چون بعضی از شاگردانش در قید حیات می باشند و بعضی دیگر دار فانی را وداع گفته اند، و چون ذکر نام تمام طلاب و علمایی را که در محضر ایشان استفاده نموده اند به طول می انجامد به اسامی چند عالم برجسته بسنده می نماییم .
شاگردانی که نزد ایشان درس خوانده اند :
1- ماموستا عبد القادر بیضاوی امام جمعه فعلی اهل سنت ارومیه 2- ملا عزیز شیخی هلج 3- ملا طاهر علیزاده 4- ملا سعدالله عثمانی 5- ملا صاحب یوسفی 6- ملا محمود اصغر زاده 7- ملا محمد نخشی پور 8- ملا احمد حاجی حدّه 9- ملا محی الدین دری 10 مرحوم ملا صالح شمس دربند 11- ملا ممدوح مزوری کردستان عراق .
ایشان روحیه خیلی با لایی داشتند و تقوا و توانایی علمی ایشان زبان زد خاص و عام بود و در کردستان ترکیه و عراق و ایران چهر ه ای شناخته شده بودند به همین خاطر از گوشه و کنار مناطق مختلف کردستان تشنه لبان معارف اسلامی به محضر ایشان می آمدند تاکسب فیض نمایند، ایشان کتاب احیاء العلوم امام محمدغزالی و تفسیر زمخشری و دیگر تفاسیر را زیادمطالعه می نمودند و در هر ماه حدود سه الی چهار بار کلام خدا را ختم و در ماه مبارک رمضان حدود ده بار قرآن را ختم می نمودند، ایشان علاقه ای زیاد به خواندن و مطالعه قرآن داشتند.
وی داری 9 فرزند، چهار فرزند دختر و پنج فرزند پسر بنامهای ملا عبد الرزاق، ملا عبد الهادی، ملا عبد الوهاب، ملا عبد العزیز و ملا طیب که همه فرزندانش را به خواندن علوم دینی تشویق نمودند تا درس طلبگی را بخوانند و تمام فرزندان پسرش با اشتیاق و اقتداکردن به پدرشان توانستند مراحل علوم متداوله را به پایان برسانند واجازه افتاء و تدریس اخذ نمایند .
در کل ملا محمدرضائی ( بارزانی ) زندگی ساده و بی آلایش و بدون دغدغه دنیاداری داشتند و کل وقت گرانبهای خویش را صرف مطالعه فقه، تفسیر و حدیث می نمودند و حتی یک ساعت را بیکار نمی ماندن و همیشه دوست و هم صحبتش کتابهایش بود، استاد ملا صالح جوله میرگی در میان شاگردانش علاقه ی خاصی به ایشان داشتند و خیلی اورا دوست می داشتند و یک دوره کتاب احیاء العلوم امام محمد غزالی ﴿ رحمة الله علیه ﴾ به وی هدیه دادند و هم اکنون در میان کتب ایشان موجود است .
وی در مسائل فقهی صاحب نظر بودند و فتاوایی که ایشان صادر می کردند مورد قبول علماء واقع می شد و رساله ای در موضوع : زکات اسکناس نوشته که زکات در آن واجب نیست، که تا بحال چاپ نشده و حواشی و تعلیقاتی بر کتب متداول از قبیل مطول و جمع الجوامع وتهذیب الکلام دارد که متفرقه می باشد، وی در علم هیئت ( فلکیات و فرائض و علم کلام و اصول الفقه ) تبحر خاصی داشتند .
وفات ایشان
وی در سال 1376شمسی نوزدهم مردادماه در سن صدوچهار سالگی در روستای گِسیان مرگور دار فانی را وداع گفتند و به رحمت ایزد منان پیوست و در همان روستا به خاک سپرده شد و آرامگاهش در قبرستان همان روستا می باشد ﴿ علیه رحمة الله و برکاته و رضوانه وجعل الجنة مأواه ﴾
مرحوم استاد ملا صالح شمس دربند که یکی از شاگردانش می باشددر موردتاریخ وفات ایشان دوبیتی را سروده اند :
فادخلی را گفت لبیک روح استاد کبیر ٭٭٭٭ سوی معبودش روان گشت راحم روز عسیر
با حساب ابجدی شد نور خورشید[1] عارفا ٭٭٭٭ سال جان سوز وفات اسـوه ی زهـد و وفـا
سید نجم الدین موسوی ساکن اشنویه در زمانی که استاد بیمار وپایش شکسته بود چندین بیت را در رابطه با ایشان سروده وبرایش بعنوان هدیه فرستاده بودند که چندین بیت آن را بعنوان خاتمة الحسنی می آوریم :
ای فقیـه نیـــک نفس و با وقـــارو بی ریا ٭٭٭٭ حامی حق و حقیقت طالب صدق و صفا
سالها زحمت کشیدی اندر این علم و ثواب ٭٭٭٭با بیان و شـرح و تفسیر و طریق اتقیــاء
مستفیض از محضـــرت بودند طلّاب علـــوم ٭٭٭٭ طی کردی راه حق چون محسنین و اصفیاء
گر چه بیماری وپیری کرده جسمت راضعیف ٭٭٭٭ قلب پاکت پر تـــوان و عـــزت نفست عُــلا
در درستی و صــداقت بی نظیــری بالدوام ٭٭٭٭ در بیــان حــق هستی بی محـــابا و ریــا
نام فامیلت رضائی باشد ای مـــرد شریف ٭٭٭٭ اسم پاک تــو محمــد برهمـه کس آشنـــا
خدمتت ارزنده بـــوده در ره دیــن مبیـــن ٭٭٭٭ذکــر خیـــرت تا ابد مـاند در این دنیــا بقــا
بنا به فرامین انسانساز شریعت غرای اسلام، تفقّه و تعلم در دین ضروری هر جامعه اسلامی است؛ در همین راستا، از گذشتههای دور در مناطق کردستان، طالبان علوم دینی به شیوهی سنتّی مشغول تحصیل علم بودهاند؛ گذشت زمان، ضرورت تغییر سبکها و روشهای تدریس نوین برای توسعهی سطح علمی طلاّب و دانشپژوهان علوم اسلامی را ایجاب مینمود تا برخی از اساتید و علمای عظام منطقه، در اندیشهی تأسیس مدارس علوم دینی، به سبك جدید باشند.