» عاشوراء ، پيامبر موسي و روزه
عاشوراء ، پيامبر موسي و روزه
مهم ترین حقیقتی که در حوادث تاریخی بروز می کند پیروزی مستضعفان بر صاحبان قدرت و زور و زر می باشد در طول تاریخ بشریت این قانون خداوندی تکرار شده است، عده ای حقیقت طلب و خدا جو در مقابل باطل ایستادند در حالیکه از نظر مادی وامکانات زمینی بسی ضعیف و ناتوان بودند اما توکل و نظر آنان به سوی خدا بود. در مقابل، عده ای قدرت طلب و شهوت ران با انواع امکانات مادی بر گرده بشر سوار بودند دیگران را به انواع بردگی می کشیدند آنان چنان مست قدرت و سلطنت بودند که نیم نگاهی به خالق آسمان ها و زمین نداشتند چنان خدا را فراموش کرده بودند که به خود فراموشی نیز دچار شده بودند و مبارزه بزرگ، میدان معرکه بین حق و باطل در می گرفت اهل حق، توکل و تکیه گاه شان خداوند قادر بود و طاغوت ها نگاه شان به قدرت ظاهری بود و حادثه زیبا و ماندگار تاریخ و تجلی قانون و سنت پروردگار بروز می کرد و انسان هایی ضعیف و ناتوان بر بزرگترین قدرت های زمانه پیروز می شدند و مستضعفین، تمکین در زمین پیدا می کردند.
این حقیقت ماندگار برای همه پیامبران تکرار شد و موسی پیام آور خداوندگار نیز آن گاه که از قومی ضعیف ، ناتوان ، برده و بیگانه بود قومی که به شدت مورد ظلم و تبعیض قرار گرفته بود، از حقوق شهروندی محروم بود… موسی در مقابل، فرعون و هامان را می دید با قدرتی فراوان، حشم و خدم، لشکر و ارتش، حکومت و سلطنت، امپراتوری بزرگ مصر یکی از بزرگترین حکومت های آن زمانه…
اما موسی می بایست وظیفه و رسالت خویش که همان تلاش برای آزادی مظلومان هست را اجرا کند اما آیا این منطقی هست که موسی که فقط چوپانی است و عصایی بیش همراه خود ندارد با فرعون سراسر قدرت در بیفتد؟
موسی نه به عصای خویش بلکه به خدای خویش نظر دارد با توکل و نگاه به او وارد میدان می شود.
آنچه سبب نصرت موسی می شود ایمان اوست دل اوست که تجلی گاه یاد خداوند هست.
موسی فریفته ظاهر و زرق و برق و قدرت و حشم و خدم فرعون نمی شود.
موسی معتقد است جهان را خدایی هست که او اداره می کند، فرعون آفریده و مخلوق آن خداست و اگر او بخواهد هر امری آسان خواهد شد.
و در پایان، حادثه بزرگ که تجلی سنت الهی است رخ می دهد فرعون با همه قدرت، زیرکی و ارتش، غرق در آب می شود و موسی و قومی مظلوم و ناتوان پیروز می شوند.
در دنیای معاصر نیز حوادثی این چنین رخ داد و بار دیگر این قانون جاویدان خداوند شگفتی ها آفرید.
بن علی و مبارک و قذافی که با آن همه قدرت و سازمان های قوی و مخوف امنیتی بر ملت های خویش ستم روا می داشتند و از پشتیبانی قدرت های بزرگ برخوردار بودند به یک باره توسط مظلومان برچیده شدند تا کسانی که تا دیروز مظلوم و ناتوان، اسیر زندان ها و رنج دیده شکنجه های سازمان های اطلاعاتی و امنیتی بودند امروز نامزد ریاست جمهوری کشورشان باشند.
رسول الله – صلی الله علیه و سلم – نیز این حقیقت بزرگ را تجربه کرد آنگاه که از مکه رانده شد و در نهایت اسلام پیروز شد و محمد که فقط یک نفر بود حکومت و دینش همه شبه جزیره را فرا گرفت و امروز یک میلیارد و نیم انسان افتخار پیروی از محمد و دینش را دارند.
رسول الله – صلی الله علیه وسلم – پس از آنکه از مکه به مدینه هجرت کرد در مدینه متوجه شد که یهودیان ده محرم ( عاشوراء ) را روزه می گیرند علت را جویا شد و یهودیان گفتند :این روز بزرگیست چون در ۱۰محرم خداوند پیامبر ما، موسی را نجات داد و فرعون را غرق کرد و موسی به شکرانه این نعمت، این روز را روزه گرفت. پیامبر فرمود ما به موسی از ایشان مستحق تر و اولی تر هستیم و رسول الله از آن پس هر سال ۱۰ محرم را روزه می گرفتند و و به مسلمانان دستور داد این روز را روزه بگیرند …
پس از اینکه روزه رمضان فرض و واجب شد روزه عاشوراء حالت سنت به خود گرفت. مسلمانان تا کنون نیز به پیروی از رسول الله ۱۰ محرم را روزه می گیرند و حادثه بزرگ نجات موسی و پیروزی حق و شکست حتمی اهل باطل را در ذهن خود زنده نگه می دارند. رسول الله در پایان عمر خویش فرمودند: اگر سال دیگر زنده باشم ۹ محرم را نیز روزه می گیرم. از این رو علماء معتقدند که روزه ۱۰ و ۹ محرم سنت می باشد.
رسول الله در فضیلت روزه ۱۰ محرم می فرماید :
(صیام یوم عاشوارء ، إنی أحتسب على الله أن یکفر السنة التی قبله ) رواه مسلم (۱۹۷۶)
((گمان من بر خدا این است که روزه روز عاشوراء (۱۰ محرم)، گناهان سال قبل را ببخشاید.))
البته علماء می گویند منظور گناهان صغیره هست و گناهان کبیره نیاز به توبه دارد و در تجاوز و پایمال کردن حق الناس نیز باید حقوق ضایع شده را به مردم برگرداند یا از آنان حلالیت طلبید.
تابش
بنا به فرامین انسانساز شریعت غرای اسلام، تفقّه و تعلم در دین ضروری هر جامعه اسلامی است؛ در همین راستا، از گذشتههای دور در مناطق کردستان، طالبان علوم دینی به شیوهی سنتّی مشغول تحصیل علم بودهاند؛ گذشت زمان، ضرورت تغییر سبکها و روشهای تدریس نوین برای توسعهی سطح علمی طلاّب و دانشپژوهان علوم اسلامی را ایجاب مینمود تا برخی از اساتید و علمای عظام منطقه، در اندیشهی تأسیس مدارس علوم دینی، به سبك جدید باشند.