روزه در ادیان گذشته 

رشید احمد شه بخش 

از آنجايي كه روزه سرشار از فوايد متنوع و اسرار گوناگوني است ، بيشتر أديان معروف در طول تاريخ به نوعي روزة را دربرداشته و آن را بطور عملي مورد مطالعه قرار داده اند و از جميع پيروان خود خواسته اند تا كه ايام مخصوصي را روزه بگيرند و به آن پايبند باشند .

ديانت برهمايي هندي از ادياني است كه داراي پيشینهای دور و پيروان بسياري مي باشد ، كه دكتر T.M.P,Mahadevcan رئيس بخش فلسفه در دانشگاههاي هند ، از جايگاه روزه در شريعت و جامعة هنري اينگونه سخن به زبان مي آورد :

« از أعياد و روزهاي قابل توجه در طول سال ، روزهايي است كه جهت تزكيه و پاكي نفس به روزه اختصاص داده شد . هر طائفه و گروهي از طوايف هندي روزهاي خاصي را براي دعا و عبادت در نظر مي گيرد ، كه بيشتر افراد اين روزها را روزه ميگيرند و از غذا خوردن خودداري مي كنند ، و تمام شب را بيدار مانده و كتابهاي مقدس را تلاوت مي كنند و مشغول مراقبه مي گردند ، و از عمومي ترين و پرطرف دارترين روزها در ميان طوايف مختلف ، روزة « ويكنته إيكاوشي » كه منسوب به « وشنو » است مي باشد كه نه تنها طرفداران وشنو بلكه بيشتر مردم در اين روزها روزه گرفته و شبها را با عبادت زنده نگه مي دارند » .

و بعضي روزها هستند كه فقط زنها در آن روزه مي گيرند ، و خداياني را كه مظهر صفات آلهة زن مي باشد مورد نيايش قرار مي دهند ، و اين روزها به خاطر أهميتي كه دارند « بَرت » يا عهدخوانده مي شوند ، و اين روزها براي پاك كردن روح تعين شده كه هدف نهايي آنها تغذية روحاني روح مي باشد .

همواره براهمة روزهاي يازدهم و دوازدهم از هر ماه هندي را روزه مي گيرند كه با اين حساب تعداد روزهايي را كه براهمة روزه مي شوند مي توان 24 روز در طول سال برآورد كرد ، و اين در حاليست كه ديانت جينيي هندي داراي قوانين و احكام خاصي براي روزه است طوريكه طرفدارانش مكلفند كه 40 روز پي در پي روزه بگيرند .

و امّا عبادت روزه نزد مصريان باستان در كنار  اعياد ديني آنها ديده مي شود طوريكه روزة روز سوم از ماه « تهسموفيريا» يوتائي مخصوص زنان بود .

روزه در پيشينة يهود :

روزه نزد يهد در عهد بابلي نشانة حزن و سوگواري بود ، و زمانيكه خطري آنها را تهديد مي كرد يا كاهني خود را به زعم خويش آمادة پيامبري و يا الهام مي نمود به روزه روي مي آوردند .

و يهوديها وقتي كه گمان مي كردند خداوند از آنها ناراضي و خشمگين است و يا وقتيكه بلايي بر سر شهرشان مي آمد و يا به بيماري وبا و يا خشكسالي دچار مي شدند به صورت موقت روزه مي گرفتند .

علاوه بر روزهاي محدودي كه براي روزه گرفتن در تقويم يهودي در نظر گرفته شده بود ؛ روزهاي معين ديگري نيز براي روزة دائم كه به خاطر يادبود روزهاي سخت در بند بودن يهود در « بابل » بود مي باشد ، كه در ماه چهارم « تموز » و ماه پنجم « آبُ » و ماه هفتم « تشري » و ماه دهم « تبت » صورت مي گرفت . و شواهدي نشان مي دهد كه روزه گرفن در اين روزها زمانيكه يهوديها مورد ظلم حكومت ها واقع مي شدند اجباري تلقي مي شد اما در اوقاتي كه اسرائيليها در راحتي و امنيت به سر مي بردند روزه گرفتن الزامي نبود . پس با اين وجود يهوديها مدت 25 روز روزه مي گرفتند .

روزه گرفتن هاي شخصي فراواني در ميان يهوديها از اندك زماني نه چندان دور رايج گشته است طوريكه به خاطر يادبود از بعضي مصيبتهاي فردي يا كه به خاطر كفارة بعضي از گناهان ، يا به خاطر جلب رحمت و مهرباني خداوند در هنگام خطري تهديد كننده  ويا خوابي پريشان كننده به روزه گرفتن روي مي آورند .

روزه نزد يهوديها از وقت إشراق شروع و تا بيرون آمدن اولين ستاره از شب ادامه پيدا مي كند . بجز روزة ايام كفارة و روز نهم از ماه « آب » كه از بعدظهري تا بعدظهر روز ديگر ادامه پيدا مي كند و امّا نه روز اول از ماه «‌آب » و بعضي از روزها از روز هفدهم از ماه « تموز » تا روز دهم از ماه « آب » بعنوان روزه هاي جزئي به شمار مي روند طوريكه خوردن گوشت و فروش شراب در اين روزها حرام قرار مي گيرد .

روزه نزد مسيحيها :

مسئلة روزه نزد مسيحيها داراي طول و بسط فراواني است زيرا مسيحيت از أدياني است كه از نظر قوانين فقهي و مسائل شرعي زير خط فقر قانونگذاري شرعي به سر مي برد ، و از آنجايي كه مسيحيت از جملة أدياني است كه دستخوش تغیيرات سياسي ، و اجتماعي و اقتصادي واقع شده است نمي توان مسيحيت امروز را به عنوان شريعت الهي قبول كرد ؛ در طي سطور آتي برآنيم تا كه مختصري از عبادت روزه نزد مسيحيها را بيان كنيم :

حضرت مسيح قبل از اينكه رسالتشان را شروع بكنند مدت چهل روز روزه گرفتند ، و ترجيح نيز همين است كه ايشان در روزهايي كه به عنوان كفاره در ديانت موسوي فرض بود روزه شدند ، حضرت مسيح احكام را نه بصورت جزئي بلكه به صوت كلي بيان نموده و مسائل فروعي را به عهده كليسا نهادند ، و چيز قابل توجهي كه در مصادر مسيحي به چشم مي خورد ، سخني مي باشد از روزة « بولسن « و مسيحيهايي كه از نسل يهوديها بودند همواره روزة ايام كفاره را مي گرفتند همان طور كه ليوك (Luke) بدان اشاره كرده به عنوان ايام جشن ، ولي با گذشت قرن اول مسيحي و گذشتن نيم قرن از وفات « بولس » علاقه شديدي براي تعيين احكام روزه ديده مي شود ، طوريكه پدر « ايرينيس » سخن از انواع روزها كه بعضي يك روز و بعضي دو روز و بعضي چند روز و بعضي 40 ساعت متوالي در بر مي گيرند ، به ميان مي آورد .

و اين در حاليست كه روزة جمعة دردها به عنوان روزه اي فراگير و ملي در ميان مسيحيان تلقي مي شد ، ولي در حدّ فاصل قرن دوم و قرن پنجم مسيحي روزه از احكام و قوانين بسيار زيادي برخوردار شد طوريكه فهرستي از احكام كه بوي شدت و سختي از آنها به مشام مي رسيد تنظيم گشت ؛ ولي اختلاف در تمام شدن روزه همواره قائم بود طوريكه بعضي با شندين صداي خروس و بعضي با تاريك شدن هوا افطار مي نمودند .

و با اين وجود باز هم بعضي رسومات در قرن چهارم ميلادي سبب اختلاف مي شد طوريكه روزة مردم « روما » با روزة مردم « لانان » و يا مردم « اسكندريه » تفاوت بسيار داشت طوريكه بعضي از مردم در ايام روزه از خوردن گوشت حيوانات پرهيز مي كردند و گروهي از خوردن ميوه و تخم مرغ روي مي تافتند و گروهي نيز فقط به خوردن نان خشك كفايت مي نمود .

پس با اين وجود مي توان گفت كه بيشتر اديان گذشته در تعيين حدود روزه و ضبط أحكامش كه خود منجر به از بين رفتن فوايد و مقاصد روزه شده مركب جنايتي شدند كه تأثير روزه را بر انسان از بين برده است ، طوري كه هر فردي هرگاه كه خواسته روزه شده و از هر چيز كه دلش خواسته خورده و بقيه را ترك كرده كه با اين وجود مي توان گفت درب سستي ، خيانت و تخطي حدود در مورد مسئله روزه به طور كامل در هر جامعه گشوده شده طوريكه اگر از كسي سؤال مي شد چرا روزي مي خوري ؟ مي گفت : من در گذشته روزه شده ام و همين طور اگر از كسي سؤال مي شد چرا در خوردن زياده روي مي كني ؟ مي گفت : اين مقدار كمي است كه خوردنش در رمضان جايز مي باشد .

و اينگونه بود كه روزه در اديان و ملتهاي گذشته زير توده هاي فراموشي از بين رفته و فوايد روحي و اخلاقي خود را از دست داده است .

ولي شريعت اسلام وقتي مي خواهد روزه را به عنوان يك عبادت شرعي فرض گرداند مي فرمايد : « يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمْ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » (بقره/183)

كه با اين حكم تام و عالمي تمام كساني را كه تابع دين اسلام هستند به روزه دعوت مي دهد ، طوري نيست كه مردم يك كشور را آزاد گذاشته تا كه هر طور ميلشان مي كشد روزه بشوند و كه هر قدر كه مي خواهند روزه بشوند و يا هر ماهي را خواست براي آسان شدن روزه انتخاب كنند كه اين خود عاملي براي باز شدن باب بهانه تراشي مي گردد طوريكه اگر كسي پرسيده شود چرا روزه نمي شوي ؟  می گوید : من فلان ماه را روزه شدم پس نمي توانيم آن را أمر به معروف بكنيم و با اين مواضعات سدّ باب أمر به معروف و نهي از منكر نيز مي گردد و يكي از بزرگترين اركان دين كه همان روزه است پايمال مي شوند .

و از سوي ديگر وقت و مدت روزه نيز در اسلام تعيين شده است تا أحدي در أمر روزه زيادروي نكرده و خود را اينگونه از بين نبرد و يا كه احدي كوتاهي نکند و اینگونه خود را از بركات روزه محروم بگرداند ، زيرا روزه پادزهر بسياري از سموم نفساني است ، پس لازم است تا كه به اندازة ضرورت تنظيم گردد .

منبع : پایگاه اطلاع رسانی مولانا عبد العزیز