حرکتهای اسلامی در ترکیه
حرکتهای اسلامی در ترکیه 
به قلم دکتر: راغب السرجاني
مترجم : خلیل بویه
شايد ازبیشترین چیزهايی که تعجب برانگیز است مشاهده بيداری اسلامی در کشوری است که عقیده سکولار در آنجا حاکم است ، کشورهایی مثل ترکیه سکولاریسمی ، درترکیه غیراز آن سكولاريسم است که در کشورهای اروپایی است زیرا درکشورهای اروپایی سكولاريسم فقط درجدایی دین از سیاست است اما سكولاریسم درترکیه به این اکتفا نکرده است.بلکه با دين دراصول وفروع وبا جوهره وظاهره آن مخالف است .از زمان آتاتورک تا به امروز حامی بزرگ این فکر ارتش ترکیه بوده ، که در مقاله گذشته به تفصیل بحث شد.
وبا وجود سکولاریسم بسیارقوی ،اسلام در این کشور بزرگ باقی ماند.به راستی این امر قابل توجه است.واین دلالت برآن دارد که امت اسلامی ،امت باکرامتی است که که هرگز نمی میرد .و اسلام امر قطعی است که ممکن نیست انسان بتوان با آن مبارزه کرد.همچنین دلیلی است براینکه ملت ترکیه ملتی اصیل هستند،مسلمانان همیشه با ظالمان آتاتورک درگیربوده . وهمچنان با کسانیکه بعد ازاین ازسکولار درترکیه اسلامی دفاع کنند درگیر می باشند.
خلافت عثمانی در سال 1924میلادی با شکستی سخت سقوط کرد.این شکست به این علت نبود که خلافتی که ازمسلمانان دفاع کند وجود نداشت، بلکه بخاطر این بود که شخصیتی که منادی حل مشکلات مسلمین باشد وجود نداشت . وندایی شنیده نمی شد جزندای قومیت گرایی وسکولار،این شعارفقط درترکیه نبود بلکه بدون استثناء درکل کشورهای اسلامی وجود داشت. وبا وجوداین، این سقوط بدون مقاومت نبود.درترکیه بعضی از رموزاسلامی درخشان ظاهر شدند، بطوری که افرادی پرچم اسلام را درسخترین زمان تاریکی برافراشتند.
حرکت شیخ سعید پیران منادی برگشت خلافت اسلامی ودرهم شکننده قوانین سکولاری بود که آتاتورک وگروهش آن را بوجود آورده بودند.ولکن با تأسف شدید ظالمان آتاتورک این حرکت بزرگ وبا صلابت را خشکاندند، وشیخ سعید بیران وتعداد زیادی از پیروانش را اعدام کردند.وبسیاری از آنان را نیز به خارج از ترکیه تبعید کردند.تا بدین وسیله بتوانند ازسکولار محافظت کنند.وکار شیخ سعید بیران رحمه الله شگفت انگیزبود، با وجود اینکه ازصوفیه ترکیه ، واز پیروان طریقه نقشبندی بود ، واو با این وصف شیوه ی متفاوتی را از صوفیه ای که ما می شناسیم ، به ما ارائه می دهد. واو ازتمام وقایع ترکیه من جمله سیاست باخبر بود او شخصی حقیقت گو بود که بصورت مسلحانه به مبارزه با طغیانگران برخواسته بود ، وبا شجاعت به پای چوبه داررفت. وهیچوقت از قضایای امت اسلامی دور نبود...واین چیزی است که ما را به بازنگری در مورد صوفیه درترکیه برمی گرداند.وخلافت عثمانی نیز از روزهای اولش ازروش های مختلف صوفیه حمایت می کرد. وعجیب نیست که بزرگان خلافت عثمانی مثل محمد فاتح ومراد ثانی وبایزید صاعقه وسلیم اول و...از پیروان صوفیه بودند.و روشن بود که صوفیه در ترکیه برابر با اسلام اصیل است نه مانند کشورهایی که صوفیه در آنها زشتیهایی دارد که ما آنرا می بینیم.واین بدان معنی نیست که درترکیه صوفیه اصلاٌ اشتباه ونوآوری ندارد، ولیکن به تحقیق می شودگفت که در ترکیه بهترین روش صوفیه در مورد فهم دین در بین کشورهای اسلامی است.و تصوف در نزد بسیاری از پیروان آن در آنجا به معنی تزکیه نفس و دور ساختن آن از گناه ، وپیروی کامل از رسول خداست.
با اعدام شیخ سعید بیران حرکت اسلامی ازبین نرفت، بلکه با درخشش ستاره ای جدید که یکی از پیروان شیخ سعید بیران بود قوت گرفت. و او علامه بزرگ و مجدد بزرگوار و نوآورزمان سعید نورسی بود، که بطور آشکار وعلنی زشتی مبادي سکولار که آتاتورک آورده بود را روشن کرد.به همین علت به شهر بوردو که یکی از شهرهای دور ترکیه بود وبعد از آن به شهر اورفه،تبعید شد. وازاول تا پایان زندگیش در تبعید بود، واز سال 1925 میلادی تا سال 1960 میلادی به مدت 35 سال پشت سرهم در تبعید بود.وبا وجود این ارسال نامه به پیروانش در داخل ترکیه قطع نشد.وتألیفاتش نیزمتوقف نگردید.واین یکی از مهمترین اسباب انتشار اسلام در ترکیه بود.واین حرکت بی نظیری درامت اسلامی بود. که باسخنانش به قلبها وعقول نفوذ پیدا کرد ومسلمین را درترکیه ثابت قدم نگه داشت ، با وجود آن همه شدتی که آتاتورک و پیروانش داشتند. عموماً داستان مجدد زمان سعید نورسی نیازبه بررسی خاص وتعمقی دقیق دارد.زیرا آثار ستوده او تا به حال برای مردم ترکیه موجود است.
حکومت آتاتورک در سال 1930ميلادي بعد از شش سال از سقوط دولت عثمانی، برای ریشه دار نمودن سکولاریسم به شکلی بزرگتر، مدارس أئمه وکلاس حفظ که در ایام دولت عثمانی تأسیس شده، بست.مدارسی که طلاب متخصص درعلوم دینی را پرورش می داد.لیکن بعد از مرگ مصطفی کمال آتاتورک در سال 1938 میلادی این مدارس باز شد، مخصوصاً در شهرهایی که بعضی از میراث اسلامی اصیل حفظ شده بود. واین کار درسال 1947 میلادی تکمیل شد.و در همین سال برخی از جمعیات اسلامی نیز احیاشد، تا منادی بعضی از مظاهر ساده اسلامی باشد ، مثل جمعیت اسلام وجمعیت تطهیر.
درسال 1950میلادی تغییر مهمی در حکومت ترکیه رخ داد،عدنان مندریس به ریاست وزراء انتخاب گردید، وتا سال 1960 میلادی در همین منصب ماند.گرچه عدنان مندریس مسلمان نبود، ولیکن میهن پرستي بود که امکان تعامل با تمام مردم بخاطر مصلحت نزدیک را آشکار می کرد.ودر این ظروف ، اسلام با نشاط جهت پیدا کرد. و دراین زمان مقدمه های پیشرفت اسلام در سایه آزادی بیشتر آغاز شد. و شمار مدارس وعاظ وأئمه زیاد شد.وجایگاه دانشمندان دینی آشکارتر بارز گردید.
اين تغييرات ازلشکر ترکیه که حامی سکولار وآتاتورک بود مخفی نماند.ارتش با انقلابی خونین و ترسناک در سال 1960 میلادی قیام کرد و حکم اعدام عدنان مندریس را صادر کرد.وهمچنین اعدام جلال بایار پایه گذار حزب دمکرات که به عدنان مندریس منتسب بود. وتعدادی از یاران او.با برخوردی خیلی سخت با حرکت اسلامی که پی در پی درحال رشد بود.واین بزرگترین برخورد با حرکت اسلامی در ترکیه بود.مخصوصاًً این اتفاق همزمان با وفات مرحوم علامه مجددزمان نورسی در تبعید گاه در شهر اورفه بود.ولیکن ما درمی یابیم کینه ای که درقلب ارتشیان بر ضد مجدد زمان نورسی داشتند.وکافی است که ما بدانیم که آنها به قبر نورسی حمله بردند وجسد اورا برداشتند ودرجایی نامعلوم دفن کردند.وتا به امروز هم کسی نمی داند کجا دفن شده است.
وضعیت بدین منوال بود تا این که شخصیت دیگری در تاریخ ترکیه ظهور پیدا کرد واو فرمانده بزرگ اسلامی نجم الدین اربکان بود که در سال 1972 میلادی حزب سلامت برپاکرد.او منادی اقامه نظام عدالت بود وآفات سکولار متشدد ترکیه را روشن کرد،علت نامگذاری حزب به سلامت به این سبب بود که اسلامی بودن آن مشخص نشود تا اینکه مخالفین آن در صدد خفه کردن آن در نطفه نباشند و در آغاز بشکلی ظاهر شد که تصور گردد اصلاح طلب و ملی گرا است.
وبعد از تأسیس این حزب جدید نجم الدین اربکان با رجب طیب اردوغان ملاقات کرد. واو هنوز دانشجوی دانشکده اقتصاد وسیاست در مرمره بود ،واربکان سخت شیفته ی او شد. واورا به حزب سلامت دعوت کرد. تا اردوغان قدمهای ابتدایی سیاست با استاذش اربکان بردارد.
این حرکتها از چشمان نظام ترکیه سکولار دورنبود.ودرسال 1980 میلادی حزب سلامت را منحل اعلام کردند. وگمان کردند که با این می شود کارحزب را تمام کرد،لیکن اربکان برگشت وحزب دیگری در سال 1983 ميلادي بوجود آورد به اسم حزب رفاه، برنامه ها این حزب به شکلی روشن اسلامی بود.در این حزب اردوغان به سرعت درخشید وفرعی در استانبول در سال 1985میلادی تأسیس کرد .(اردوغان درآن زمان 31 سال داشت.فرعهای حزب رفاه در ترکیه به سرعت انتشار یافت.وحقیقت بیداری اسلامی درچهار گوشه این کشوراسلامی اصیل شروع شد.این بیداری خاص روستاها نبود بلکه به شهرهای بزرگ نیز سرایت کرد.بزرگترین موفقیت این حزب در دو شهر بزرگ ترکیه استانبول و انقره بود.
واین حزب درسال 1994 میلادی بزرگترین پیروزی انتخاباتی شهرداری در خیلی ازشهرها بدست آورد. وبزرگ تر وعجیب ترازاین پیروزی اردوغان به ریاست شهرداری استانبول بود.
بدست آوردن یکبارگی ریاست شهرداری در استانبول گواه از آن دارد که انتخابات درترکیه صحیح برگزار می شود ومانند کشورهای عربی نیست که در آن تقلب ونیرنگ وجود دارد.واردوغان دراین منصب جدید به پیروزیهایی نائل آمد ،در خلال این چهار سال ) از سال 1994 میلادی تا سال 1998 میلادی( توانست شهر را از بی پولی نجات دهد، وبسیاری از مشکلات را از جمله قطع برق وآب را حل نماید.وتوانست شهر را از لحاظ نظافت دگرگون نماید وبه منطقه ای سرسبز تبدیل نماید.وزمانیکه از اسرار این پیروزی کم نظیراز او سؤال می شد با صراحت وشجاعت می گفت: «نزد ما سلاحی است که شما آنرا نمی شناسید ، وآن ایمان واخلاق اسلامی ودنباله روی رسول الله صلی الله وعلیه وسلم است » واین روحیه عالی وپیشرفت های چشمگیر باعث شد که اردوغان جایگاه مردمی بزرگی کسب کند.بلکه این بزرگترین وسیله تبلیغات برای دعوت اسلامی درترکیه بود.
ودر سال 1995 میلادی حادثه بزرگ دیگری رخ داد وآن پیروزی حزب رفاه در بدست آوردن آوردن اکثریت کرسی انتخاباتی ترکیه بود 158). کرسی از 550 کرسی( ولیکن رئیس سکولار سلیمان دیمیریل با احزاب دیگر سکولار پیمان بستند بر ضد حزب رفاه کارکنند.وبا وجود این خواست خداوند جل وجلاله بود که این ائتلاف به شکست انجامید، ودر سال 1996 میلادی نجم الدین اربکان به منصب نخست وزیری برسد.و اولین نخست وزیر اسلامی در ترکیه بعد از سقوط خلافت عثمانی در سال 1924 میلادی باشد.
بحران بزرگی در داخل ارتش ترکیه ودر درون مؤسسه سکولار بوجود آمد، نظر برخی از فرماندهان ارتش این بود که اربکان را رها کنند تا اینکه شکست بخورد،و پیروزی نصیب دین اسلام نگردد .و با این شکست عدم کارآیی سیاست اسلامی اربکان برای مردم ثابت می شود، ولیکن چیزی رخ داد که انتظار آنرا نداشتند. و اربکان درطی یک سا ل موفق شد که بدهکاری کشور را از 38 میلیارد دولار به 15 میلیون دولار رساند.ومشکلات کردها را نیز حل کرد. وهمچنین موجب رابطه دیپلوماسی بسیارقوی با کشورها ی دنیا بود، واقتصاد در ترکیه بسیار پیشرفت کرد، وبا وضوح تمام مشخص شد که سّراین پیروزیها اسلام بوده وبس.
به علت وجود این موفقیتها ارتش ترک احساس خطر کرد، واقدام به روش بدی کرد وآن کودتای نظامی بر علیه حکومت بود،وتانکها وارد خیابانهای انقره واستانبول شدند،و اربکان را مجبور به استعفا کردند،وحزب رفاه منحل شد.و اربکان را با تهمتهای زیاد محاکمه نظامی کردند، از جمله مهمترین تهمتها بی اعتنایی به سکولاریسم بود.و دادگاه او را به مدت پنج سال از فعالیتهای سیاسی منع کرد.و درهمان موقع اردوغان شهردار استانبول را بخاطر برانگیختن محاکمه کردند.و از جمله ادله حکم بر ضد او بعضی از ابیاتی بود که در یکی از خطبه ها ایراد کرده بود و درآن این جملات بود:م« مساجد پادگانها هستند،گنبدها کلاه خود های ماست،مناره ها وسایل جنگی ماست،ومؤمنان سربازان ما هستند».وبرای اردوغان قرار ده ماه زندان صادرشد.و عملاً چهار ماه زندانی شد، وبه خاطر رفتار خوبی که داشت آزاد شد.و همچنین دور بودن از جنبشهای سیاسی به پنج سال یکی دیگر از قرارها ی صادرشده بود.
اربکان واردوغان با این صدمات نا امید نشدند،اربکان حزب جدیدی بنام حزب فضیلت در سال 2000میلادی تأسیس کرد،واین حزب به اسم او نبود،زیرا از کارهای سیاسی به مدت پنج سال ممنوع شده بود.و به اسم یکی از پیروانش بنام قوطان بود.و اردوغان وعبدالله گل به این حزب پیوستند)رئیس جمهور کنونی ترکیه )
اردوغان وگل دانستند که سرانجام این حزب مانند احزاب گذشته خواهد بود، واز آنجا بود که حرکت اصلاحی در داخل حزب رهبری کردند.بلکه انتخابات داخلی برضد قوطان پرورش دادند .ولی ایستادن اربکان درپشت سرقوطان سبب پیروزی او شد.اردوغان وگل حزب را با وجود احترامی که به استادشان واستاد حرکت اسلامی در ترکیه که نجم الدین اربکان بود داشتن ، ترک کردند .
اردوغان و عبدالله گل در سال 2001میلادی حزب جدیدی بنام حزب عدالت وتنمیه تأسیس کردند،و اصلاحاتی در آن به اجرا گذاشتند، واین حزب در میان مردم متوسط ترکیه مورد قبول بسیاری واقع شد.ودرسال 2002میلادی به پیروزی غیر منتظره ای دست یافت وآن پیروزی حزب عدالت وتنمیه با اغلبیت آراء در انتخاب پارلمانی بود بطوری که 368 کرسی از 550 کرسی بدست آورد.و تشکیل وزارت خانه ها به رئیس جمهور عبد الله گل واگذار گردید.زیرا که رئیس حزب، «اردوغان» در آن زمان ازدنبال کردن حرکت سیاسی منع شده بود.و بعد از زمان اندکی مجلس می توانست تغییر دستور دهد که اردوغان رئیس حزب را به عنوان رئیس وزراء منصوب نماید.واین در سال 2002میلادی بود.
ودرسال 2003 میلادی همچنان اربکان در ممنوعیت بود،تا اینکه حزب جدیدی بنام سعادت تأسیس کرد،ولیکن شیاطین سکولار در کمین او بودند وچیزی را انجام دادند که انتظار آن را می کشیدند تا اینکه به تهمت اختلاس در حزب رفاه منحل شده او را دستگیر کردند.وحکم دادند به اینکه دوسال زندانی شود.با اینکه 77سال از عمرش می گذشت.
ودرسال 2006 میلادی اردوغان مردمی بودنش را ثابت کرد وبار دیگردر انتخابات مجلس پیروز شد، بدست آوردن 331 کرسی از 550 کرسی.بطوری که ثابت شد مردم ترکیه آشکارا طالب دین اسلام هستند به شکلی که از سکولار با آواز بلند بیزاری جستند.
ارتش ترکیه در این تغییرات جدید چه موضعی داشت؟
این احتمال وجود داشت که ارتش ترکیه در برخورد با پرونده اردوغان همانند پرونده اربکان فکر می کرد ولکن واقعیتی که ما شاهد آن هستیم خلاف این امر را ترجیح می دهد.
ارتش ترکیه نمی توانست با اردوغان همان رفتاری را کند که با اربکان انجام داد زیرا که اردوغان شخصی بود که از حمایت همه مردم برخوردار بود و روبرو شدن با چنین مردی و از بین بردنش سلام و امنیت ارتش ترکیه را تهدید می کند.
و از طرفی فرماندهان ترکیه درارتش مایلند که به اتحادیه اروپا ملحق شوند ، حقیقتاً برای آنها شرطهایی در تعامل با پرونده اردوغان می گذارند .و اگر ارتش ترکیه درانتخابات ملت دخالت کند ،تمام تلاش گذشته ارتش برای پیوستن به اتحادیه اروپا از بین خواهد رفت.وبه این امراضافه می شود ، خطر اقتصادی که دخالت ارتش به همراه خواهد داشت. ودور نیست از آن چیزی که دربورس ترکیه به نسبت 10%به شکست انجامید ،در سال 2008 اردوغان به دادگاه احضار شد تا درباره قانونی بودن حزبش پاشخ دهد و در نهایت دادگاه به نفع او حکم داد و این نیز دور از انتظار نبود زیرا که کشور ترکیه قبل از حکومت اردوغان ازنظر اقتصادی در دنیا در مرتبه 115 قرار داشت و او با جذب سرمایه توانست به رتبه 23 دنیا برسد.
ما ضامن ارتش ترکیه وسکولاردرترکیه نیستیم ،بلکه مطمئن هستیم که خداوند متعال اجرکسی که کارنیکوانجام دهد از بین نمی برد،واینکه اسلام برهمه اینها مقدم است و کسانیکه اسلام را انتخاب کرده اند خیر خودرا برآنها سرازیر می کندبیشترین وبزرگترین خیرکه قابل نوشتن با قلم دردفتر نمی باشد.وبا حساب مادی برابر نمی باشد.واین برای ما بس است که درگفتارخداوند متعال بیندیشیم" که می فرماید : « وکسانیکه در راه ما تلاش می کنند ما راه را به آنها نشان می دهیم وخداوند با نیکوکاران است».و از خداوند خواستاریم که به اسلام ومسلمین عزت وسربلندی عطا فرماید.
منبع : شورای عالی مدارس اهل سنت جنوب
بنا به فرامین انسانساز شریعت غرای اسلام، تفقّه و تعلم در دین ضروری هر جامعه اسلامی است؛ در همین راستا، از گذشتههای دور در مناطق کردستان، طالبان علوم دینی به شیوهی سنتّی مشغول تحصیل علم بودهاند؛ گذشت زمان، ضرورت تغییر سبکها و روشهای تدریس نوین برای توسعهی سطح علمی طلاّب و دانشپژوهان علوم اسلامی را ایجاب مینمود تا برخی از اساتید و علمای عظام منطقه، در اندیشهی تأسیس مدارس علوم دینی، به سبك جدید باشند.